تحلیل سبک دورۀ آغازین نثر فارسی مطبوعاتی افغانستان (1290-1308ه.ش)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران.

2 نویسندۀ مسئول، استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران. رایانامه

3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران.

doi
10.22103/jll.2025.25885.3216
چکیده

هدف: هدف این پژوهش تحلیل سبک‌شناسانۀ نثر فارسی مطبوعاتی افغانستان در دورۀ آغازین شکل‌گیری آن (1290-1308ه.ش.) است و درصدد پاسخگویی به این پرسش است که آیا متناسب با مخاطبان عام در نثر نویسندگان مطبوعاتی این دوره تغییراتی ایجاد شده است؟روش: این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد سبک‌شناسی لایه‌ای انجام شده است و برای یافتن پاسخ به بررسی پنج لایۀ آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک در سرمقاله‌های منتخب از این دوره پرداخته‌ است تا تصویری دقیق‌تر از ساختار سبکی شاخۀ افغانستانی نثر فارسی در این دوره ارائه دهد.یافته­ ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نثر مطبوعاتی این دوره تحت تأثیر نثر کلاسیک فارسی و سنّت‌های دیوانی است. در لایۀ آوایی آهنگ و موسیقی حاصل از واج‌آرایی، سجع و تکرار هدفمند واژگان بر زیبایی متن افزوده و درجهتِ القای مفهوم مدنظر نویسندگان مورد استفاده قرارگرفته‌ است. در لایۀ واژگانی، عربی‌مآبی و شکوهمندی در کنار رمزگان سیاسی و شریعت از بسامد بالایی برخوردار بوده و به متون خصلتی جدی، رسمی و حکومتی بخشیده‌ است. فراوانی جملات پیچیده و طولانی (ناهمپایه) از مشخصه‌های برجستۀ لایۀ نحوی است که با کارکرد روشنفکری و هدایت‌گر سرمقاله‌ها هم‌راستا است. استفاده از تضادها و تقابل‌های معنایی و بهره‌گیری از استعاره‌ها و تشبیهات از خصوصیات لایۀ بلاغی است و در لایۀ ایدئولوژیک، هم‌نشینی مفاهیم سلطنت‌طلبی، تجددخواهی و مشروعیت دینی مشاهده می‌شود که می‌تواند نشانۀ شکل‌گیری گفتمان نوگرایی دینی باشد.