تاثیر انواع محیط کشت MS و N6 و هورمون‌های اکسینی و سیتوکینینی بر باززایی لاین‌ها‌ی گندم نان از ریزنمونه کولئوپتیلی

نویسندگان

1 گروه بیوتکنولوژی کشاورزی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز

2 گروه بیوتکنولوژی کشاورزی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز

doi
10.22124/jms.2019.3601
چکیده

بهینه­سازی کشت بافت برای فرآیند انتقال ژن و تهیه گیاهان عاری از بیماری باکتریایی و ویروسی لازم و ضروری است. این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار در آزمایشگاه بیوتکنولوژی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال 1395 انجام گرفت. در گندم از ریزنمونه‌های مختلفی نظیر گل‌آذین، جنین نارس و جنین بالغ برای کشت بافت استفاده‌ شده است. یکی از معایب مهم گیاهان تک­لپه­ای این است که وقتی از جنین بالغ به‌­عنوان ریزنمونه استفاده می­شوند فراوانی باززایی از کالوس در مقایسه با جنین­های نابالغ کاهش می­یابد. در این آزمایش برای باززایی گیاه گندم از دو نوع محیط کشت MS و N6 و از هورمون­های اکسینی و سیتوکینی متفاوت روی ریزنمونه­های کولئوپتیلی استفاده شد. ارزیابی نتایج نشان داد که بهترین ژنوتیپ برای باززایی C-D-9 و در بین هورمون­های سیتوکینی مختلف بهترین هورمون BAP حاوی 2 میلی‌گرم در لیتر و در بین هورمون­های مختلف اکسینی بیش­ترین باززایی در محیط کشت حاوی 1میلی­گرم در لیتر IAA به­همراه 1میلی­گرم در لیتر  BAبه دست آمد. در محیط کشت­های مختلف MS، بالاترین میزان باززایی مربوط به محیط کشت MS(3) و در محیط کشت مختلف N6 بالاترین میزان باززایی مربوط به محیط کشت N6(3) بود. مقایسه محیط کشت MS با N6 در باززایی لاین­ها گندم نشان داد که محیط کشت MS نسبت به N6 بهتر عمل می­کند.