برساخت روایت‌های‌جمعی سوم‌شخصی مبتنی بر موضع‌گزینی راوی (نمونة داستانی: ترس‌ولرز نوشتة غلام‌حسین ساعدی)

نویسندگان

1 نویسنده مسئول، دانشیار، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک، ایران.

2 پژوهشگر پسادکتری، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک، ایران.

doi
10.22103/jll.2026.25812.3215
چکیده

زمینه: در یکی از گونه‌های روایت جمعی، راوی با وجود بهره‌گیری از زاویه‌دید سوم‌شخص، بازتاب‌دهندة صدای جمعی است. داستان ترس و لرز نوشتة غلام‌حسین ساعدی نمونه‌ای شاخص از این الگوست؛ در حالی که کانون روایی در این اثر برون‌داستانی است، راوی با موضع‌گزینی خاص خود، در بافت تعاملات اجتماعی و فرهنگی گروه ادغام می‌شود و نوعی هم‌سویی با آن‌ها را بروز می‌دهد. اهمیّت این مطالعه در تحلیل سازوکارهایی است که بدون به‌کارگیری ضمیر اوّل‌شخص جمع، امکان برساخت جمع‌محور روایت را فراهم می‌آورند و هم‌زمان هویت‌های گروهی را بازنمایی می‌کنند. در چارچوب نظری پژوهش، عناصر روایی در پیوند با مفاهیم جامعه‌شناختی چون دیگری و جامعة بسته بررسی می‌شوند. روش: روش کار توصیفی–تحلیلی است و با تمرکز بر کنشگری و هم‌داستانی راوی، نام‌گذاری‌های سوگیرانه، درون‌مایه‌سازی فضا، بازنمایی حافظه جمعی و بازتاب باورپذیر شایعات، نشان می‌دهد که صدای روایت با حفظ بی‌طرفی ظاهری، در بازتولید گفتمان‌های جمعی مسلط نقش ایفا می‌کند. یافته‌ها: جمع‌بودگی در یک روایت را می‌توان به دو صورت فهمید: از طریق راوی جمعی یا از طریق داستانی که درباره یک گروه است. ۱. داستان «ترس و لرز» در دسته دوم قرار می‌گیرد. ۲. اگرچه داستان به شکل سوم‌شخص روایت می‌شود، راوی با شخصیت‌ها هم‌راستا است و دیدگاه و حافظه جمعی آن‌ها را به اشتراک می‌گذارد. ۳. صدای روایی از طریق نام‌گذاری‌های سوگیرانه، درون‌مایه‌سازی فضایی و هم‌راستایی با دیدگاه شخصیت‌ها، همبستگی گروه را بازنمایی می‌کند.۴. با تسهیل غیرمستقیم اعتبار شایعات و اجتناب از قضاوت آشکار، راوی گفتمان جمعی گروه را تقویت می‌کند. ۵. بنابراین، راوی سوم‌شخص روایت جمع‌محوری ایجاد می‌کند که به‌طور غیرمستقیم از مواضع جمعی شخصیت‌ها حمایت می‌نماید. بدین‌ترتیب یافته‌ها نشان می‌دهند این شکل از روایت جمعی سوم‌شخصی می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای کاربست نظریه‌های روایت جمعی و تحلیل گفتمان‌های گروه‌بنیان در ادبیات معاصر فارسی بگشاید.