نقش باورهای اساسی و راهبردهای مدیریت زندگی در بهزیستی ذهنی دانشجویان

نویسندگان
doi
10.22059/japr.2015.58021
چکیده

پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه باورهای اساسی و راهبردهای مدیریت زندگی با بهزیستی ذهنی انجام شد. در این راستا، 467 دانشجو دررشته­ های مختلف (255 پسر و 212  دختر) از دانشگاه ­های شهر قوچان به روش خوشه­ ای چند مرحله ­ای انتخاب شدند و به نسخه فارسی سیاهه باورهای اساسی، پرسشنامه راهبردهای مدیریت زندگی، مقیاس رضایت از زندگی و مقیاس­ های عاطفه مثبت و عاطفه منفی پاسخ دادند. یافته ­های پژوهش نشان داد که باور به دنیای معنادار، باور به خود مطلوب و راهبردهای مدیریت زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه مثبت معنادار دارند. باور به دنیای معنادار (43/0β=)، راهبرد بهینه­ سازی (13/0β=) و باور به خود مطلوب (12/0β=) توانستند روی هم رفته 32 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین کنند. راهبردهای انتخاب و جبران نتوانستند در پیش­ بینی نمره بهزیستی ذهنی نقش قابل توجهی داشته باشند. به طور خلاصه، یافته ­ها همسو با فرض­ های نظریه CEST و SOC، نشان می­ دهند که باورهای مطلوب درباره خود و دنیا و استفاده از راهبردهای مدیریت زندگی با سطوح بالاتر رضایت از زندگی و عواطف مثبت همراه هستند.