تحلیل مفهوم دگراندیشی در کلیه و دمنه بر مبنای دیدگاه میشل فوکو، جان استوارت میل و توماس هابز

نویسندگان

1 نویسنده مسئول، دانش آموختة پسا دکتری، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 دانشیار، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

doi
10.22103/jll.2025.24741.3182
چکیده

زمینه: مفهوم دگراندیشی، یکی از اصول بنیادی در تعاملات اجتماعی است که به‌طور خاص در ادبیات کلاسیک ایران موردتوجه قرارگرفته است. «کلیله‌ودمنه» به‌عنوان یک اثر ادبی باریشه‌های عمیق فرهنگی و فلسفی، فرصتی مناسب برای بررسی این مفهوم فراهم می‌آورد. این اثر با به تصویر کشیدن روابط پیچیده میان شخصیت‌ها و ارائه حکایات آموزنده، می‌تواند به تجزیه‌وتحلیل دگراندیشی و اهمیت آن در جامعه انسانی کمک کند.روش: این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی، به بررسی متون موجود در «کلیله‌ودمنه» پرداخته و با تحلیل محتوای حکایات مختلف، تأثیر دگراندیشی بر رفتار شخصیت‌ها و نتایج داستان‌ها استخراج و ارزیابی‌شده است.یافته ­ها: یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که «کلیله‌ودمنه» مفهوم دگراندیشی را، به‌طور مؤثری در قالب شخصیت‌ها و حکایات خود بازنمایی می‌کند. این اثر با تأکید بر اهمیت احترام به نظرات دیگران، تنوع دیدگاه‌ها و لزوم گفت‌وگو در ایجاد همزیستی اجتماعی، به خوانندگان می‌آموزد که دگراندیشی نه‌تنها یک ارزش اخلاقی، بلکه یک نیاز ضروری برای ارتقای جامعه است. به‌طورکلی، تحلیل دگراندیشی در «کلیله‌ودمنه» با تأمل در دیدگاه‌های اندیشمندان مذکور اندیشمند، نشان‌دهنده تنوع و پیچیدگی این مفهوم است. دگراندیشی می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای مقاومت و نقد قدرت (فوکو)، تهدیدی برای نظم و ثبات اجتماعی (هابز) و عاملی برای پیشرفت و آزادی بیان (میل) در نظر گرفته شود. این تنوع در دیدگاه‌ها به ما کمک می‌کند تا دگراندیشی را در زمینه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی بهتر درک کنیم و بر ضرورت پذیرش تنوع و تعامل مثبت میان افراد تأکید کنیم.