معناشناسی «خنده» و «تبسّم» در برخی از متون نثر فارسی

نویسندگان

1 نویسنده مسئول، استادیار،گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.

2 دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.

doi
10.22103/jll.2025.24734.3181
چکیده

زمینه: واکنش انسان به محیط و موقعیّت، صرفاً بر اساس زبان و نشانه‌های آن نیست. حرکات بدن، نگاه، گریه، خنده و تبسّم نیز می­توانند ما را در ایجاد ارتباط و بیان مفاهیم درونی یاری کنند. در این میان، خنده جایگاه ویژه­ای دارد، از سویی احساسات و عواطف، زمینه­ساز ایجاد معانی زیادی در متون ادبی شده­اند و ادبیات جلوه­گاه بسیاری از حالات انسانی است. خنده وتبسّم یکی از آشکارترین این عواطف است که می­تواند مانند سخن ادبی، نمودار مفاهیم و معانی گوناگونی گردند.روش: از آن­جا که زمینة گفتار و سخن، رابطة تنگاتنگی با نوع معنا و علّت خنده دارد، این جستار بر آن است تا برای نخستین بار، بر پایة برخی از مهم­ترین متون نثر فارسی؛ چون قابوس­نامه، کلیله و دمنه، گلستان و... که در آن­ها خنده به مثابة یک رفتار میان شخصیّت­های انسانی و تمثیلی شکل می­گیرد، به معنی­شناسی خنده بپردازد.  یافته ­ها: بر اساس یافته­های نگارندگان، آنچه را که نمی­توان بر زبان آورد، با خنده به­آسانی می­توان بیان کرد؛ از این روی با تحلیل خندة کسی، سخن ناگفتة وی قابل دریافت است. تمسخر، تعریض، انتقاد و اعتراض، خوش­آمد، ایجاد ارتباط، نمایش شادی و غم، پروراندن حس انتقام و ترغیب، اخطار، خودشیرینی و بسیاری از معانی دیگر را می­توان با خنده بیان نمود. از طرفی برخلاف گمان رایج، خنده برای بیان آزادی و رهایی از اسارت جهان درون و بیرون نیست، بلکه گاهی برای پنهان­کردن خواست درون، احساسات و عواطف و اجتناب از درگیری و نزاع نیز به­کار می­رود. این خودسانسوری هنگامی که شخص، خود را در خطر می­بیند و جدّی­بودن، عواقب ناگواری برای او دارد، جلوه­گر می­شود.