نثرپژوهی جوامعالحکایات عوفی در پرتوی روایتشناسی فرهنگی هوگان
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.
doi
10.22103/jll.2025.25113.3191چکیده
هدف: کتاب جوامعالحکایات و لوامعالروایات اثر سدیدالدین محمد عوفی، یکی از مهمترین متون نثر فارسی در سدة هفتم هجری است که مجموعهای گسترده از حکایات اخلاقی، اجتماعی، تاریخی و عرفانی را در بر دارد. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل الگوهای تکرارشوندة احساسی و روایی در این حکایات و بررسی کارکرد فرهنگی آنها در بازنمایی ارزشهای جامعة ایرانی اسلامی آن دوره انجام شده است. بهطور خاص، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه ساختارهای احساسی، نقاط عطف روایی و ژانرهای فرهنگی در این حکایات، بازتابدهندة نظام ارزشی و فرهنگی جامعة ایرانی در سدة هفتم هجری هستند.روش پژوهش : این پژوهش از روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوای متون روایی بهره گرفته است. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شده و از میان حکایات کتاب جوامعالحکایات، 2100 حکایت برای تحلیل انتخاب شدهاند. ابزار اصلی تحلیل، نظریة روایتشناسی فرهنگی پاتریک کولم هوگان است که بر شناسایی طرحهای احساسی، نقاط عطف روایی و ژانرهای فرهنگی در متون روایی تمرکز دارد. دادهها با استفاده از کدگذاری باز و محوری تحلیل شده و الگوهای تکرارشونده استخراج گردیدهاند.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که در میان 2100 حکایت مورد بررسی، طرح احساسی «خشم و انتقام» با 28 درصد، «وفاداری و فداکاری» با 21 درصد و «ترس و تهدید» با 17 درصد، بیشترین بسامد را به خود اختصاص دادهاند. این طرحهای احساسی، بازتابدهندة تنشها و ارزشهای محوری در جامعة ایرانی اسلامی آن دوره هستند. از نظر ساختار روایی، 47 درصد حکایات دارای یک نقطة عطف اصلی، 27 درصد دارای دو نقطة عطف و 12 درصد دارای ساختار چندمرحلهای هستند که نشاندهندة تنوع در پیچیدگی روایی حکایات است. همچنین، از منظر ژانری، ساختار حکمتآموزی با 39 درصد، طنز اجتماعی با 24 درصد و عرفانی با 17 درصد، ژانرهای غالب در این مجموعه هستند که هر یک بهنحوی به انتقال مفاهیم فرهنگی و ارزشی میپردازند.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که جوامعالحکایات و لوامعالروایات، فراتر از یک مجموعه حکایات سرگرمکننده، بهعنوان یک متن روایی فرهنگی عمل میکند که از طریق بازنمایی احساسات بنیادین مانند خشم، وفاداری و ترس و با بهرهگیری از ساختارهای تحولمحور روایی، درونیترین لایههای ارزشمدار فرهنگ ایرانی را در قالبی داستانی صورتبندی کرده است. این اثر، با تأکید بر ژانرهای حکمتآموز و طنز اجتماعی، نقش مهمی در آموزش اخلاقی و اجتماعی و همچنین نقد فرهنگی در جامعة آن روزگار ایفا کرده است.