شگردهای عطار در باورپذیرکردن رئالیسم‌جادویی حکایات تذکره‌الاولیاء

نویسندگان

1 *دانش آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد *مدرس مدعو گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.22103/jll.2025.24166.3165
چکیده

زمینه: اصطلاح رئالیسم‌جادویی برای نخستین بار در قرن بیستم و در توصیف سبک نقاشی پست اکسپرسیونیسم به‌کاررفت. سپس نویسندگان، تحت تأثیر مفاهیم نظری مطرح‌شده پیرامون این اصطلاح قرار‌گرفتند و از آن به عنوان تکنیکی در بیان داستان سود‌جستند. این تکنیک، مبتنی بر تلفیق واقعیت و عناصر فراواقعی و جادویی است، اما شیوۀ بیان نویسندگان این مکتب به گونه‌ای است که عناصر شگفت و فراواقعی موجود در داستان‌های این سبک، به صورت باورپذیر و طبیعی در کنار عناصر واقعی جلوه‌گر شده‌است. عطار نیز مانند نویسندگان رئالیسم‌جادویی از شگردهای حکایت‌گری خود در جهت باور‌پذیر‌کردن وقایع جادویی و شگفت‌انگیز تذکره‌الاولیاء استفاده‌کرده‌‎است. روش: در این مقاله با روش توصیفی_ تحلیلی، شگردها و شیوۀ بیان عطار در باورپذیر‌کردن حکایات رئالیسم‌جادویی تذکره‌الاولیاء مورد بررسی قرار‌گرفته و وجوه شباهت آن با نویسندگان این سبک بیان‌گردیده و مشخص‌شده عطار از شگردهای حکایت‌گری خود در جهت باورپذیر‌کردن وقایع فراواقعی و شگفت انگیز تذکره‌الاولیاء استفاده کرده‌است.یافته­ ها: عطار با به کار بردن شگردهایی چون لحن عادی با زبان جادویی، زاویۀ‌دید دانای کل، حضور شاهد ( شاهدان) در صحنۀ وقوع کرامات، توصیف جزئیات، آشنایی‌زدایی، واقعی‌شدن کنایات و غلو و اغراق،  امر شگفت را در حکایات تذکره‌الاولیاء خلق‌کرده و یا از این طرق درصد شگفتی پدیده‌های جادویی را افزایش داده‌است.