از فمنیسم تا پسافمینیسم در آثار گلشیری ( با نگاهی تحلیلی به گذار تحولی وضعیت زنان از «شازده احتجاب» به «آینه های دردار»)

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه کرمان

doi
10.22103/jll.2024.23560.3137
چکیده

یکی از راههای انعکاس آرا و افکار مردم و جامعه در هر دوره ای از تاریخ، آثار ادبی است. تحول نگرش مردم به جایگاه زن از دوران مشروطه و در اثر روابط با ملل اروپا آغاز شد. در آغاز این دوره زنان به دلیل آموختن سواد و آگاهی­یافتن از برخی حقوق خود، پا به عرصه­های اجتماعی گذاشته و به ابراز وجود پرداختند. هوشنگ گلشیری یکی از نویسندگان معاصر ایران است که به فرهنگ مردم و مسائل اجتماعی توجه خاصی نموده است.سیر تحول جایگاه زنان در نگرش مردم را می­توان در حرکت تحولی تفکر گلشیری در گذار از رمان «شازده احتجاب» به رمان «آینه­های دردار» به وضوح مشاهده کرد. این سیر حرکتی با گفتمان نظری تحول­یافته از فمنیسم به پسافمنیسم مثبت­اندیش قابل تحلیل است. پسافمنیسم مثبت­اندیش یکی ازرویکردهای فمنیسم پسامدرن است که به گونه­ای انعطاف­پذیرانه به مطالعۀ زنان می­پردازد و خواستار بازنگری و اصلاح جنبش فمنیسم و هدایت آن به سمت مفاهیم هستی – معرفت­شناختی است. مقالۀ حاضر در راستای خوانش این رویکرد انتقادی، آثار گلشیری را مورد مطالعه قرار­داده است. از حاصل این پژوهش چنین برمی­آید که نظر به اهمیت جایگاه فرهنگ مردم در زندگی ایرانیان، گلشیری همگام با ایدئولوژی جامعۀ خود به شکلی آوانگارد با گذار از فمنیسم به رویکرد پسامدرنی مثبت آن دست­یافته است. برای شکافتن موضوع، ابتدا به تبیین مبانی نظری مرتبط پرداخته؛ سپس ضمن نمونه­خوانی بخش­هایی از رمان­ها، با روش تحلیل و توصیف، مؤلفه­های پسافمنیستی مثبت اندیش بررسی خواهد شد.