جایگاه حفاظبندی در راهبردگزینی سیاست خارجی ایران از آغاز صفویه تا پایان قاجاریه
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، استادیار روابط بینالملل، گروه سیاست جهانی و منطقهای، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران. رایانامه: r_talebiarani@sbu.ac.ir
doi
10.22124/wp.2025.31575.3583چکیده
یکی از محورهای پژوهشهای تجربی در تحلیل سیاست خارجی بررسی راهبردهایی است که سیاست خارجی هر یک از دولتها با بهرهگیری از آنها در عرصه بینالمللی پیش میرود. در این چارچوب، حفاظبندی در کنار اتحادوائتلاف، بیطرفی، انزواطلبی، و عدمتعهد یک راهبرد سیاست خارجی است که در نظام بینالملل کنونی به کار بسته میشود. بر همین اساس، نوشتار حاضر میکوشد نشان دهد آیا و تا چه اندازهای سیاست خارجی ایران در دوران حکمرانی سلسلههای پادشاهیِ کلاسیک از راهبرد حفاظبندی بهره گرفته است. نحوه گردآوری دادهها، به روش کتابخانهای و جستجوی اینترنتی برپایه بهرهگیری از دادههای ثانویه مندرج در کتابها و مقالههای مرتبط با موضوع این نوشتار است و تلاش میشود با به کار بردن تحلیل محتوای دادههای کیفیِ مندرج در این متون، بتوان به ارزیابی مناسبی درباره جایگاه حفاظبندی در تاریخ سیاست خارجی ایران دست یافت. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در سراسر این دوران، هیچ یک از راهبردهای سیاست خارجی جایگاهی برتر به ایران در عرصههای منطقهای و بینالمللیجهانی نبخشیدهاند؛ از سوی دیگر، راهبرد اتحادوائتلاف در سیاست خارجی ایران چیرگی داشته و در برهههایی خاص، به سبب نبوغ برخی تصمیمگیران، سیاست خارجی ایران به راهبرد حفاظبندی نزدیک شده، ولی تمام خصلتهای حفاظبندی را در خود نداشته است.