جایگاه ترس در نظریه سیاسی بین‌المللی ؛با تمرکز بر دیدگاه هانتینگتون و برژینسکی

نویسندگان

1 نویسنده مسئول، استاد علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران M.t.ghezel@gmail.com

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایرانmasoumeh.hosseini@modares.ac.ir

3 دانش آموخته ارشد روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایرانfrshthlayy49@gmail.com

doi
10.22124/wp.2026.31334.3565
چکیده

ترس، به‌عنوان یکی از سازوکارهای محوری در شکل‌گیری ادراک تهدید، نقشی تعیین‌کننده در تبیین کنش سیاسی در نظام بین‌الملل معاصر ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی–تطبیقی و با اتکا به روش مطالعه کتابخانه‌ای، به بررسی جایگاه و کارکرد «مکانیسم ترس» در اندیشه زبیگنیف برژینسکی و ساموئل هانتینگتون می‌پردازد. پرسش اصلی آن است که ترس در چارچوب نظری هر یک از این دو متفکر چه منشأیی دارد، در چه سطحی تحلیل می‌شود و چه پیامدهای رفتاری در مواجهه با تهدیدات نوین به همراه دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد برژینسکی ترس را عمدتاً در بستر رقابت ژئوپلیتیکی و آنارشی نظام بین‌الملل صورت‌بندی کرده و آن را به راهبردهای عقلانی مانند موازنه قدرت و بازدارندگی پیوند می‌زند. در مقابل، هانتینگتون با تمرکز بر تعارض‌های فرهنگی و تمدنی، ترس را پدیده‌ای هویتی تلقی کرده و پیامد آن را در قالب سیاست‌های هویتی و منازعات تمدنی تبیین می‌کند. در مجموع، ترس در هر دو دیدگاه، مکانیسمی کلیدی در فهم و مدیریت تهدیدات نوین محسوب می‌شود.