تحلیل تطبیقی ساختار دیباچه های کتب تاریخ و تذکره های عصر صفوی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه یزد
2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة زبان و ادبیّات، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22103/jll.2023.22142.3087چکیده
دیباچه دروازة ورود خواننده و نویسنده به متن اصلی است. سنّت دیباچهنویسی در سدههای چهارم و پنجم هجری رونقگرفت و در دورة تیموری به نقطة اوج و اعتلای خود رسید. دیباچهنویسی در دورة صفوی نیز ادامه یافت و با نوآوریها و دگرگونیهایی همراه بوده است. تاریخنگاری و تذکرهنویسی دو زمینهای است که در عصر صفوی توجّه ویژهای به آنها شده است. در این جستار، ساختار دیباچه-های متون منثور عصر صفوی و ارکان تشکیلدهندة آنها با تکیه بر کتابهای تاریخ و تذکرهها به روش تحلیلی ـ توصیفی بررسی و نقاط اشتراک و افتراق آنها تبیین شده است. یافتههای تحقیق حکایت از آن دارد که هرچند نویسندگان عصر صفوی در نوشتن دیباچهها از سنّت دیباچهنویسی در ادوار گذشته تبعیتکردهاند، امّا ساختار دیباچههای متون مورد بررسی با تغییراتی همراه بوده است. نعت و منقبت اهل بیت (ع) بخصوص مدح حضرت علی (ع) و رساندن نسب ممدوح به امامان معصوم به دلیل رواج مذهب تشیّع در عصر صفوی، از اختصاصات دیباچههای متون منثور این دوره است. مورّخان و تذکرهنویسان در نگارش حمد و ثنای الهی، نعت و منقبت پیامبر (ص)، فصلالخطاب، معرّفی نویسنده، سبب تألیف کتاب، تأکید بر اهمّیت موضوع کتاب تقریباً عملکرد یکسانی داشتهاند؛ امّا در پرداختن به ستایش مُهدَی الیه (اهداشونده)، نعت و منقبت اهل بیت (ع)، تاریخ تألیف و وجه تسمیة کتاب، ذکر منابع اثر و خاتمة دیباچه متفاوت عملکردهاند. همچنین در پردازش مطالب تذکرهنویسان نسبت به مورّخان به تفصیل سخن رانده و بیانی ادیبانهتر داشتهاند.