بررسی فیلوژنی ژنوتیپهای نخود ایکاردا با تودة بومی بیونیچ (Bivanij) غرب ایران
نویسندگان
1 دانشگاه لرستان
2 پیام نور کرج
3 لرستان
doi
10.22067/ijpr.v1394i2.31204چکیده
با وجود اینکه ایران یکی از خاستگاهای عمده نخود (Cicer arietinum L.) در دنیا به شمار میآید، اطلاعات اندکی از ساختار تنوع ژنتیکی این گیاه در ایران موجود است. در این تحقیق، تنوع ژنتیکی 18 ژنوتیپ نخود اصلاح شده و مورد کشت و کار در غرب ایران با استفاده از نشانگر تصادفی RAPD مورد مطالعه قرار گرفتند. از میان ١٨ آغازگری که در مطالعه بهکار رفتند، ۱۷ آغازگر (آغازگر OPM-05 قطعهای تولید نکرد) در مجموع ۲۰۸ قطعه DNAی واضح و قابل امتیازدهی تکثیر نمودند. از مجموع کل تعداد باندهای حاصل، تعداد ۲۰۱ باند چندشکل (۶۶/۹۶%) بودند. متوسط تعداد بانددهی بهازای هر آغازگر۲/۱۲ باند بود. تجزیه خوشهای دادهها براساس ضریب تشابه دایس (Dice) و به روش UPGMA (ضریب همبستگی کوفنتیک؛ ۹۸/۰= r) ژنوتیپهای نخود را به شِش گروه تقسیم نمود. بر مبنای دندروگرام حاصل، بیشترین فاصله ژنتیکی بین رقم بومی و خوشه ششم بهدست آمد. قرارگرفتن بخش وسیعی از ژنوتیپها در داخل یک گروه، بیانگر این نکته است که با وجود عدم حضور ژنوتیپهای تکراری در این ژرمپلاسم، اکثر ژنوتیپها شباهت ژنتیکی بسیار بالایی با یکدیگر نشان میدهند. همچنین گروهبندی تودهی محلی بیونیچ در بزرگترین خوشه میتواند احتمالاً بیانگر این موضوع باشد که ژنوتیپهای اصلاح شدهی ایکاردا از یک تودهی بومی غرب ایران منشأ گرفته باشند. نتایج این مطالعه میتواند در جلوگیری از آسیبپذیری ژرمپلاسم نخود زراعی، افزایش تنوع ژنتیکی و مستندسازی ژرمپلاسم نخود مفید فایده باشد.