واکاوی الگوهای تاریخی-گفتمانی اسلام گرایی در خاورمیانه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی - جامعه شناسی سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استاد جامعه شناسی سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 دانشیار مسائل ایران، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22124/wp.2025.31610.3608چکیده
خاورمیانه از دوران گذشته تاکنون میدان گفتمانی غیریت و ضدیت است. مسائل توسعه اقتصادی- سیاسی منطقه در راستای منافع و ثبات هژمونیکی الگوهای تاریخی-گفتمانی پسااستعمارگرایی طرح شده است. ترسیم عمدی مرزهای جغرافیایی تنها دستاویزی برای ایجاد فضای بی قراری، تعیین موقعیت های سوژگی و مداخلات هژمونیکی آتی الگوهای تاریخی-گفتمانی پسااستعمارگرایی بوده است. برمبنای سوال: الگوهای تاریخی-گفتمانی اسلام گرایی در خاورمیانه را واکاوی نمایید؟ براساس فرضیه: اسلام گرایان، اسلام را به مثابه ی دال مرکزی می شناسند، تنها راه غلبه بر مشکلات پیش روی مسلمانان را همین اسلام می دانند؛ آن ها به دست گرفتن قدرت سیاسی، تشکیل حکومت اسلامی و هویت ضد غربی و ضد نظم لیبرالی را در همین اسلام می یابند. به دلیل منطق تفاوت (نزاعهای گفتمانی متنوع متعارض)، مداخلات هژمونیکی قدرت ها و برجسته سازی الگوهای تاریخی-گفتمانی پسااستعمارگرای غربی- صهیونی در فلسطین اشغالی از یک سو، باعث تزلزل در فضای استعاره ای و به حاشیه رانی الگوهای تاریخی - گفتمانی اسلام گرایی شده و از سویی دیگر، موجب برجسته سازی الگوهای تاریخی-گفتمانی نوسلفی گری (اخوان المسلمین: القاعده، داعش) و همچنین تقویت الگوهای تاریخی-گفتمانی مقاومت اسلامی (حشدالشعبی، حزب الله، حماس) در منطقه شده است. روش پژوهش رویکرد زبانی با بهرهگیری از نظریه گفتمان لاکلا و موف می باشد.