شناسایی و رتبهبندی مانعهای استقرار سیستم مدیریت کیفیت جامع در شرکت لاستیک پارس، با استفاده از برنامهریزی ترجیحهای فازی لگاریتمی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
3 دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
4 استادیار دانشکده مدیریت و حسابداری، پردیس فارابی دانشگاه تهران
doi
چکیده
هدف اصلی این پژوهش شناخت مانعهای استقرار مدیریت کیفیت جامع در شرکت لاستیک پارس و اولویتبندی آنها، با استفاده از روش برنامهریزی ترجیحهای فازی لگاریتمیست. در مرحلهی گردآوری دادهها، از مطالعههای کتابخانهای و میدانی استفاده شده است. در مطالعههای میدانی، دو ابزار پرسشنامهای- یکی در مرحلهی شناسایی مانعها و دیگری در مرحلهی تعیین اولویت مانعها و دریافت نظر خبرگان- استفادهشده که پرسشنامهی دوم این مطالعه در قالب مقایسههای زوجی فازی طراحی شده است. پایایی این پژوهش براساس مقدار آلفای کرونباخ برابر با 80/0 مورد تأیید قرار گرفته است. بر اساس نتیجههای بهدست آمده، برنامهریزی نامناسب بیشترین اهمیت نسبت به سایر مانعها و محدودیتها را دارد؛ بهاینترتیب مهمترین مانع، برنامهریزی نامناسب خواهد بود و مابقی مانعها، بهترتیب فقدان آموزش و بازآموزی مستمر، استفادهی صحیح نکردن شرکت از تیمهای کاری و توانمندسازی کارکنان، ارزیابی کیفیت نادرست، نبود تعهد لازم در مدیران، مشارکت عمومی، ساختار سازمانی مناسب و ارتباط مناسب بخشها با هم و در نهایت تعهد به نوآوریست.