تناظر عوالم وجودی در اندیشۀ شیخ علاء‌الدولۀ سمنانی

نویسندگان

1 استاد گروه ادیان و عرفان دانشگاه سمنان

2 عرفان، علوم انسانی، سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22103/jll.2023.21076.3047
چکیده

  اندیشۀ جهان‌وارگی انسان و اندام‌وارگی جهان، در واقع نمود اندیشۀ تناظر بین عالم صغیر و کبیر است که سبب شناخت  جامع انسان به عنوان عالم صغیر الجثه و کبیر بالمعنی و جایگاه آن در نظام خلقت خواهد شد. این مقاله با روش پژوهش توصیفی-  تحلیلی و  بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای، به واکاوی و بررسی ایدۀ تناظر در آثار شیخ علاء‌الدوله سمنانی پرداخته و هدف، کاربرد و کارکرد استفاده از تناظر را در آموزه‌های عرفانی وی نشان داده است. شیخ علاء‌الدوله سمنانی، متنازع آرای وحدت وجودی ابن‌عربی با تاکید بر دوگانگی و ارتباط بین عالم صغیر و عالم کبیر، سعی در تبیین اندیشه تناظر عوالم دارد. ملزومات درک ایده تناظر در اندیشه وی، شناخت جایگاه انسان، جهان،کیهان و همچنین دل به عنوان حلقه واسط این تناظر است که همه این موضوعات ذیل اندیشه اصلی عرفانی وی یعنی لطایف سبعه قرار می‌گیرد. مبنای اصلی نظریه لطایف سبعه سمنانی بر این اصل استوار است که تمامی این لطایف از تاثیرپذیری  فیوضات افلاک و  عناصر، حاصل و از سوی دیگر بین لطایف سبعه، فیوضات افلاک، عناصر، انواع انوار، انواع انسان و پیامبران وجودی  تناظر برقرار است. کارکرد تناظر از منظر سمنانی در شناخت انسان، جهان و حق و همچنین تربیت خانقاهی ،شطرنج وجودی انسان، انواع لطایف، انوار و پیامبران وجودی نمود دارد.