مفهوم مداخله بشر دوستانه پس از جنگ سرد در تطور مکتب انگلیسی

نویسندگان

1 دانشیار روابط بین الملل،گروه علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، گروه آموزشی علوم سیاسی ، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22124/wp.2024.28779.3423
چکیده

مفهوم مداخله بشردوستانه به معنای ارجحیت یافتن عدالت بر اصل اساسی حاکمیت کشورها است. این دیدگاه این امکان را می‌دهد که در صورت وقوع جنایت‌های فاحش حقوق بشر از سوی حاکمان اقتدارگرا؛ مداخله بشردوستانه مشروع تلقی گردد و به‌نوعی مداخله در سیاست داخلی کشورها رخ دهد. بدین ترتیب، با نگاه و تفسیر مضیق و موسع از جامعه بین‌الملل دو رویکرد کثرت‌گرا و همبستگی گرا از جامعه بین‌الملل منعکس‌شده است. نقطه آغازین ورود رویکرد همبستگی گرایی در عرصه عمل را می‌توان هم‌زمان با پایان جنگ سرد و گذار از وضعیت دوقطبی شناسایی کرد؛ اما نقل ثقل آن پس از حادثه 11 سپتامبر است که سبب گشت تا امنیت از گفتمان مسلط دولت‌محوری خارج و گام‌های مؤثری در جهت تأکید بر امینت بر محوریت انسان و اهمیت یافتن اصول حقوق بشر و مداخله بشردوستانه در عرصه بین‌الملل ظهور یابد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که مکتب انگلیسی با توجه به مسئله مداخله بشردوستانه پس از جنگ سرد چگونه تحول‌یافته است؟ پژوهش حاضر از نظر روشی در دسته پژوهش‌های توصیفی_تحلیلی به کمک اسناد و منابع کتابخانه‌ای قرار می‌گیرد.