رابطه ویژه بریتانیا با ایالات متحده در خصوص مساله هسته ای ایران در پرتو استراتژی بریتانیای جهانی
نویسندگان
1 استادیار-گروه مطالعات اروپا-دانشکده مطالعات جهان-دانشگاه تهران-تهران-ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد-حقوق بین الملل-دانشگاه قم-قم-ایران.
3 دانش آموخته دکتری مطالعات بریتانیا- گروه مطالعات اروپا -دانشکده مطالعات جهان- دانشگاه تهران-تهران- ایران.
doi
10.22124/wp.2025.29465.3462چکیده
در سالهای اخیر، تلاشهای متعددی برای حلوفصل مسئله هستهای ایران از طریق مذاکرات چندجانبه، از جمله توافق برجام، صورت گرفته است. بریتانیا بهعنوان یکی از قدرتهای اصلی اروپایی و متحد راهبردی ایالات متحده، نقش فعالی در این روند داشته است. این مقاله به بررسی تأثیر سیاست «بریتانیای جهانی» بر رفتار بریتانیا در قبال مسئله هستهای ایران در دوره پسابرگزیت میپردازد. «بریتانیای جهانی» مفهومی است که پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا برای تقویت نقش بینالمللی این کشور و افزایش استقلال در سیاست خارجی مطرح شد. فرضیه اصلی مقاله این است که بریتانیا در چارچوب این سیاست و با تکیه بر رابطه ویژه خود با آمریکا، مسیر متفاوتی از دیگر کشورهای اروپایی اتخاذ کرده و در تلاش برای بازتعریف جایگاه جهانی خود، سیاستهایی هماهنگتر با واشنگتن نسبت به موضوع هستهای ایران در پیش گرفته است. مقاله با استفاده از رویکرد کیفی و مفاهیم مکتب انگلیسی روابط بینالملل، این روند و پیامدهای آن را برای سیاست خارجی بریتانیا تحلیل میکند.