مکتب مهار در سیاست چینی ایالات متحده: تبیینی از منظر موازنه تهدید
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشیار روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22124/wp.2025.29590.3467چکیده
هدف مقاله حاضر، تحلیل رقابت فزاینده ایالاتمتحده آمریکا بهعنوان «رهبر نظم بینالمللی حاکم» و جمهوری خلق چین بهمثابه «قدرت نوظهور» است. این مقاله با طرح این پرسش که چه عاملی از سال 2010 به بعد، به تقویت استراتژی مهار در برابر استراتژی مشارکت در سیاست خارجی آمریکا نسبت به چین کمک کرده است؟ با تکیه بر روش تبیینی و بهرهگیری از نظریه موازنه تهدید، معتقد است که تلقی چین بهعنوان یک تهدید نوظهور موجب تقویت مکتب مهار در سیاست خارجی آمریکا در برابر چین شده است. این مقاله نشان میدهد که افزایش قدرت اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگی چین در چارچوب ابتکارها و اقدامهای مختلف، منافع و سلطه ایالاتمتحده در نظم لیبرال حاکم را با چالش مواجه ساخته است؛ لذا درک نخبگان آمریکایی از چین بهمثابه یک کشور ذینفع در نظم حاکم به درک از چین بهعنوان یک تهدید علیه نظم و منافع آمریکایی تغییر یافته است؛ بنابراین سیاستهای آمریکا پس از سال 2010، معطوف به مهار چین با هدف موازنهسازی در برابر تهدیدهای این کشور بوده است.