بررسی الگوی تغییر نگرش در اسرارالتوحید بر اساس نظریۀ کارل هاولند
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه لرستان
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ملی لرستان، خرم آباد ، لرستان، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ملی لرستان، خرم آباد ، لرستان، ایران
doi
10.22103/jll.2023.19410.2986چکیده
چکیدهنظریۀ یادگیری، یکی از مهمترین نظریههای علم روانشناسی اجتماعی است که با الگوهای مختلف به بررسی نگرشها، شناختها و قضاوت افراد میپردازد. کارل هاولند در این زمینه با تأکید بر دو عامل تحریکپذیری و پاسخ، معتقد به تغییر نگرش در سه مرحلۀ توجه، درک و پذیرش در جریان یادگیری است. از میان متون تعلیمی ادب عرفانی، بسیاری از حکایات کتاب اسرارالتوحید، تغییر نگرش افراد را به واسطه کردار و گفتار ابوسعید ابوالخیر گزارش میکند. مسأله این تحقیق چگونگی تأثیرگذاری و تغییر نگرش مریدان و مخالفان شیخ بر اساس نظریه هاولند است. از این رو برخی از حکایات این اثر بر بنیاد این نظریه بررسی و تحلیل شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که بر مبنای نظریۀ هاولند، مهمترین عامل تغییر نگرش در اسرارالتوحید، عامل فرستندۀ پیام (ابوسعید) است که به دلیل برخورداری از ویژ-گیهایی چون غیبگویی و ذهنخوانی و سخن گفتن قاطعانه، مضامین رایج تصوف را به صورت یک جانبه و از طریق اعمال، گفتگو و اشاره به مخاطبان منتقل کرده است. مخاطبان یا گیرندگان پیام در اسرارالتوحید (مردم بیسواد، دانشمندان) دیدگاههای موافق یا مخالف با پیام دارند به همین سبب زمینۀ انتقال پیامها در بستر مخالفت و انکار یا موافقت و همدلی است.