تحلیل رابطۀ مکاشفه و استعاره از منظر ساختگرایی مطالعۀ موردی: ایماژ عروس در آثار روزبهان

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز

doi
10.22103/jll.2022.18799.2968
چکیده

از روزبهان بقلی عارف نامدار قرن ششم و هفتم هجری کتابی ارجمند به نام کشف الاسرار به جا مانده که سراسرِ آن به گزارش مکاشفه‌هایش از سنین کودکی تا پایان زندگی‌ اختصاص یافته است. این کتابِ بدیع، مشحون از تصاویر و صحنه‌های خارق‌العاده‌ از تجربه‌های شهودی دیدار با خداوند، فرشتگان، پیامبران، اولیا و... است. روزبهان در این مکاشفه‌ها مکررا پیامبران و فرشتگان و اولیا را در چهرۀ «عروس» دیده است. از دیگرسو، با بررسی آثارِ غیر مکاشفه‌ای روزبهان این نکته روشن می‌شود که در این آثار نیز روزبهان از استعارۀ «عروس» بهرۀ فراوان برده است. این مقاله تلاشی است برای توضیح ارتباط بین این دو پدیده، و برای این مقصود از نظریۀ ساختگرایی در حوزۀ مطالعات عرفان کمک گرفته است. ادعای بنیادین نظریۀ ساختگرایی این است که مکاشفه‌های یک عارف را ذهنیت و عناصر زبانی او صورت‌بندی می‌کنند. به عبارتی دیگر از نظر ساختگرایان آنچه عارف در مکاشفاتش تجربه می‌کند می‌تواند محصولِ تجسم همان استعاره‌هایی باشد که در کلامش وجود داشته است. اگر این دیدگاه را بپذیریم، تصویر عروس در مکاشفات روزبهان برآمده از کلان استعاره‌ای است که در کلامش وجود داشته است و در آثاری مثل عبهرالعاشقین و شرح شطحیات آنها را بروز داده است.