«هزارویکشب» مثل اعلای گروتسک شرقی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان, دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
doi
10.22103/jll.2022.18021.2928چکیده
چکیدهیکی از روشهای خوانش متن و دستیابی به لایههای زیرین آن، اعتنا به رویکردهای نوین نقد و نظریههای ادبی و کشف ماهیت اثر بر مبنای سبکهای ادبی و یافتن نشانههایی است که به دریافت و تحلیل مخاطب توسّع بیشتری میبخشند. متون کلاسیک ادبی نیز از این قاعده مستثنی نیستند بویژه آنکه بازخوانی و تطبیق آنها با موازین نظریههای نوین برای مخاطبان پژوهشگر نیز رویکرد پرکشش و جذابی است. «هزارویکشب» به عنوان جامعترین اثر کلاسیک ادبیات شفاهی مشرقزمین از جمله آثاری است که علاوه بر مخاطب عام، همواره نظر پژوهندگان عرصههای جامعهشناسی، مردمشناسی، هنر و ادبیات را به خود معطوف داشته است، بدینرو بازخوانی این اثر سترگ با رویکرد «گروتسک» که بنا به ماهیت خود با ناسازگاری فرم و محتوا، آمیختگی عناصر ناهمگون و نامتجانس و تنوع بیپایان امور کمیک، وحشتناک و زشت سروکار دارد به خوانندۀ امروزی امکانمیدهد تا با کاویدن اعماق حکایات کوتاه و بلند و دریافت مؤلفههای گروتسک در آنها، به درک احترامآمیزی فراتر از وفاق عام در فکاهۀ محض پنداشتن اثر دستیابد. پژوهش حاضر مینماید که «هزارویکشب» به جهت چندسویگی و تعدد مضامین، در برداشتن طنز و جدّ، اَشکال لغزگونه، ظرافت ادبی در کنار واژگان عامی و لایههای تفسیری ناهمگون در فرم و محتوا، از مصادیق بارز و متعالی گروتسک ادبی در مشرق زمین به-شمارمیآید.