جستجوی راه حل پایدار در مناقشۀ اسرائیل و فلسطین از منظر جودیت باتلر
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 عضو هیات علمی گروه حقوق عمومی و بین الملل دانشگاه شیراز
3 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.22124/wp.2025.31117.3549چکیده
این مقاله به بررسی رویکرد انتقادی جودیت باتلر، فیلسوف پساساختارگرا، به مناقشه اسرائیل و فلسطین میپردازد و راهحلهای جایگزینی را که او بر پایه مفاهیم اخلاقی و سیاسی ارائه میدهد، تحلیل میکند. باتلر با نقد رادیکال مفاهیم «دولت-ملت» و «صهیونیسم»، راهحلهای مرسوم مانند «دو دولت» یا «یک دولت» را به دلیل تداوم بیعدالتی تاریخی، طرد فلسطینیان و اتکا به منطق انحصارگرایانه، ناکارآمد میداند. در مقابل، او مفاهیم «دیاسپورا» و «همزیستی» را به عنوان چارچوبی جایگزین پیشنهاد میکند. دیاسپورا از نگاه باتلر، نه صرفاً وضعیتی جغرافیایی، بلکه یک موضع اخلاقی مبتنی بر تجربه مشترک تبعید و آوارگی یهودیان و فلسطینیان است که بر اهمیت زیستن در نسبت با «دیگری» تأکید دارد. همزیستی نیز فراتر از همجواری فیزیکی، به معنای ایجاد فضایی سیاسی مشترک مبتنی بر برابری مطلق حقوق، احترام متقابل به تکثر فرهنگی و مسئولیتپذیری مشترک برای آینده است. باتلر با الهام از ادوارد سعید و هانا آرنت، بر ضرورت «ترجمه» فرهنگی و اخلاقی میان روایتهای متضاد و گذار از ساختارهای دولت-ملت تأکید میورزد،