زمان، کوانتوم و نظریه روابط بین‌الملل

نویسندگان

1 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی کرمان، کرمان، ایران

doi
10.22124/wp.2024.27549.3351
چکیده

دو تفسیر متفاوت از زمان، در معرفت‌شناسی کوانتوم قابل بازشناسی است: در تفسیر جریان اصلی کوانتوم، مهم‌ترین بازتاب‎ هستی‌شناسی برای نظریه روابط بین‌الملل، رئالیسم‌زدایی است و در تفاسیر جهان‌های موازی، نظریه ریسمان و تعبیر هولوگرافی، بازگشت اخلاق و معنویت بازتولید می‌شوند. به زعم طرفداران مکتب کپنهاگ، پدیده به مثابه تابعی از زمان نگریسته می‌شود. از آزمایش دو شکاف یانگ، اصل عدم قطعیت، مستفاد می‌شود. این ویژگی سبب شد تا نظریاتی چون رئالیسم که تفسیری نیوتونی از زمان دارند و تأکید بر اصولی نظیر دولت‌محوری و خودیاری داشته، فاقد ارزش تلقی شوند. در تعبیر جهان‌های موازی اورت، واقعیت، متشکل از جهان‌های متعدد است که منعکس‌کنندۀ انشعاب پیوستۀ جهان، به جهان‌های واقعی است که با هم قابل رویت نیستند. در نظریه ریسمان، با اتصال صفحه فضا-زمان، کرمچاله بوجود می‌آید. در کرمچاله‌ها، در زمانی کوتاه دوردست‌ها قابل دسترسی‌اند. در تعبیر هولوگرافیک، این طرز فکر در مورد اطلاعات سیاه‌چاله را نظریه‌ی ریسمان، پشتیبانی می‌کند. در این تعابیر ویژگی‌هایی نظیر کل‌گرایی و مکمل بودن، پیامدهای اخلاقی در سیاست خارجی، در پی دارد. همچنین، عوامل غیر مادی نظیر مذهب نقش مهمی در تحولات جهانی پیدا می‌کنند.