روایت‌شناسی تطبیقیِ نور محمّدی در تاریخ سیستان و طباشیر‌الحکمۀ راز شیراز

نویسندگان

1 شیراز

2 Comparative Narrative of Noor Mohammadi in the History of Sistan and Tabashir al-Hikma Raz of Shiraz

3 مدیر تحصیلات تکمیلی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد فیروز آبادTahan

doi
10.22103/jll.2022.18143.2936
چکیده

یکی از کتاب‌های قابل توجّه دورۀ قاجار طباشیرالحکمۀ راز شیراز است که با رویکرد بازگشت ادبی و ساده‌نویسی خلق شده. هرچند این اثر یک متن عرفانی به حساب می‌آید امّا در بخش روایت نور محمدی با تاریخ سیستان موضوع مشترکی دارد و به نظر می‌رسد که تحت تأثیر آن نوشته شده است. از این‌رو، مطالعۀ تطبیقی آن با تاریخ سیستان روش مناسبی برای شناخت این اثر است. در تاریخ سیستان داستان‌ مولود مصطفی(ص) مملوّ از وقایع شگفت‌انگیز است که با تکنیک‌های روایی باورپذیر شده‌اند. آیا نویسندۀ طباشیرالحکمه توانسته از تکنیک‌‌های روایی برای باور‌پذیر کردن وقایع شگفت‌انگیز بهره ببرد؟ این مقاله برای یافتن پاسخ مناسب به روش توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر نظریه‌های روایت‌شناسی، نور محمّدی را در این دو اثر مقایسه کرده است. نتایج نشان می‌دهد، نویسندۀ تاریخ سیستان با تنوّع بخشیدن به زبان روایی، بهره‌مندی از روایت نقلی و نمایشی، تغییر مدام کانون روایت، استفاده از شخصیّت‌های موثّق تاریخی و مذهبی، بهره‌مندی از زبان رواییِ شخصیّت-های اصلی با دیدگاه اوّل شخص، استفاده از دیدگاه رواییِ ضد قهرمان، صداهای قدسی، تنوّع در وجه روایی برای ایجاد زبان عاطفی، گفت‌و‌گو و...توانسته داستان مولود مصطفی(ص) را هنری و باورپذیر نماید.