تحلیل قرائت دوگانه علامه طباطبایی در مسأله عینیت یا مثلیت بدن أخروی با بدن دنیوی بر اساس پیشفرضهای جهان شناسانه و انسان شناسانه
نویسندگان
1 دانشیار و عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی، دانشگاه معارف قم
2 دکترای مبانی نظری اسلام، دانشگاه معارف قم، قم، ایران.
doi
10.22034/ksiu.2025.102.177چکیده
حشر انسان در معاد و عینیت بدن دنیوی و اخروی و یا صور دیگر از چالشهای اساسی میان متفکران اسلامی است. مسئله اصلی این است که انسان در معاد آیا با همین بدن مادی محشور میشود ؟ یا بدن اخروی غیر از بدنی است که انسان در دنیا با آن بدن زیسته است ؟ هدف از این پژوهش تبیین نظریه علامه طباطبایی درباره عینیت بدن دنیوی با بدن اخروی، با توجه به اصول و پیشفرضهای جهانشناسانه و انسانشناسانهای است که ایشان در این تبیین به کاربرده است. در تشریح رابطه بدن دنیوی با أخروی با دو دیدگاه متفاوت از سوی او مواجه هستیم: 1: نظریه مثلیت، 2: نظریه عینیت. این نگاشته که از نوع توصیفی ـ تحلیلی و با روش کتابخانهای مبتنی بر تحلیل عقلی صورت گرفته، به این نتیجه دست یافته است که نه تنها میان این دو دیدگاه تنافی و تعارضی وجود ندارد، بلکه هرکدام مکمل هم دیگر بوده و درصدد بیان حدود و قیود ماهیت بدن أخروی و ارتباط آن با بدن دنیوی است. رابطه میان بدن دنیوی و بدن أخروی حدوسط و مرز میان دو نفی قرار دارد: 1. نفی عینیت همه جانبه میان آن دو بدن، 2. نفی بالعرض بودن این همانی دو بدن.