روسیه و افغانستان پس از ظهور طالبان
نویسندگان
1 دانشجو دکتری روابط بین الملل ، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشکده حقوق ، الهیات و علوم سیاسی ، واحد علوم تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل ،و احد قم ، دانشگاه آزاد اسلامی قم ، قم، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.22124/wp.2023.22888.3066چکیده
خروج ناگهانی نیروهای غربی از افغانستان و ظهور مجدد طالبان در این کشور، منجر به ایجاد صحنه جدیدی در عرصه سیاست افغانستان و تغییر جایگاه بازیگران داخلی وخارجی دخیل در این کشور گردید؛این تحولات و رخ دادهادر افغانستان، به چالش جدی برای روسیه تبدیل گردید.عقب نشینی ناگهانی نیروهای غربی باقیمانده از افغانستان و تصاحب قدرت توسط طالبان، منجر به کاهش خشونت جنگی در سراسر کشور گردید،اما به شدت میزان عدم اطمینان کلی را افزایش داد.از اینرو روسیه درصدد آمد با در نظر گرفتن اهداف منطقهای و بینالمللی به این بحران واکنش نشان دهد.این نوشتار با هدف شناسایی علل تجدید نظر در سیاست خارجی روسیه نسبت به تحولات افغانستان با توجه به ظهور مجدد طالبان ایجاد شده است.بنابراین سوال اصلی مطرح میشود، علل تجدید نظر در سیاست خارجی روسیه نسبت به تحولات افغانستان با توجه به ظهور طالبان در این کشور چیست؟برای رسیدن به پاسخ این سؤال، از روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از ابزار گردآوری کتابخانهای و سایتهای اینترنتی استفاده شده است.همچنین نگارندگان این فرضیه را مورد بررسی قرارخواهند داد،افغانستان در موقعیت استراتژیک روسیه اهمیت زیادی داردو بیثباتی پایدار در افغانستان پس از خروج نیروهای آمریکایی میتواند، یک تهدید امنیتی برای روسیه و سایر اعضای CIS ایجاد کند.یافتههای مقاله نشان میدهد روسیه با اتخاذ رویکرد تاکتیکی و با هدف مدیریت و دفع تهدید در سیاست خارجی خود با افغانستان پرداخته است.اکنون روسیه درصدد است با رویکرد تهاجمی خود به عنوان یک قدرت جهانی وارد پروسه صلح در افغانستان شودوازاین طریق بتواند سیاست خود را برافغانستان تحمیل کند.