الگویی برای تحلیل متون منثور فارسی برمبنای مقدمه شاهنامه ابومنصوری
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه قم
doi
10.22103/jll.2021.15248.2747چکیده
ضرورت تدوین الگویی قابل اتکا برای تحلیل متون ادبی، نکتهای غیر قابل انکار است. از این رو، تلاش برای تدوین چنین الگویی، تاریخی به دیرینگی متون ادبی دارد. چنین ضرورتی در حوزه نثرپژوهی بیش از حوزه شعرپژوهی به چشم میخورد و علت آن را باید در توجه افزونتر پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی و البته مخاطبان آن به متون شعری جست و جو کرد. این مقاله با بهرهگیری از پژوهش-های دیروز و امروز و با استناد به مقدمه شاهنامه ابومنصوری که از قدیمیترین متون برجای مانده زبان فارسی است؛ کوشیدهاست؛ الگویی برای تحلیل متون نثر ارائه کند. پژوهش حاضر که در شیوهای توصیفی-تحلیلی انجام شده بر آن است که تعیین موضوع متن، روشن کردن پیوندهای متن با عوامل تأثیرگذار و سرانجام تعیین جایگاه متن مورد بررسی در حلقههای شکلگیری و تحول متون منثور، میتواند؛ در تحلیل چند و چون متون راهگشا باشد. مقدمهء اجرایی کردن چنین الگویی، پژوهش در ویژگیهای اصیل زبان فارسی و ترسیم دقیق خط سیر و تحول زبان محاوره و خطابه به عنوان دو گونهء زبانی تأثیر گذار در شکلگیری و تحول متون منثور است. شاهنامه ابومنصوری با موضوعی حماسی و ملی و با قرار گرفتن در بزنگاه برخورد محاوره، خطابه و نثر مکتوب فارسی، به استقلال نثر میاندیشد و با پایبندی به موضوع، اصالت زبان، توجه به معیارهای بومی در بهرهگیری از زبان عربی، رعایت بلاغتی طبیعی، الگویی قابل اعتماد برای نویسندگان زبان فارسی است.