بررسی تطبیقی رویکرد جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در مواجهه با قیامهای عربی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل، گروه روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22124/wp.2024.26457.3305چکیده
با انقلاب اسلامی ایران در سال 57 و بهویژه با اشغال سفارت ایالات متحده، دو کشور ایران و ایالات متحده آمریکا تبدیل به مهمترین رقبای یکدیگر در نظام بینالملل و مهمتر از آن در غرب آسیا شدند که در جهت تعدیل یا توازن قوای یکدیگر در منطقه تلاش میکنند؛ آمریکا بهعنوان ابرقدرت جهانی حاضر در غرب آسیا بعد از خروج انگلستان در دهه 70 میلادی و جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای جدید که خواهان استقلال منطقه، خروج آمریکا و نهایتاً بسط قدرت و نفوذ خود در منطقه است. در این میان قیامهای عربی در دهه دوم قرن بیست و یکم، دستگاه سیاست خارجی هر دو کشور را وارد چالش پیچیدهای کرد که متغیرهای فراوانی را وارد مناقشه سیاسی-تاریخی این دو کشور میکرد. در این پژوهش با استفاده از چارچوب مفهومی سازهانگاری و روش توصیفی و تحلیلی سعی میشود به این سؤال پاسخ داده شود که چه تفاوتی در مواجهه جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده با مسئله قیامهای عربی وجود دارد؟ یافتههای این پژوهش نشان میدهد که هر دو دولت در نگاهی سازهانگارانه، سعی میکنند منافع خود را بهواسطه متغیرهای جدید منطقهای، در چارچوب ساختاری بینالاذهانی به حداکثر برسانند. این ساختار بینالاذهانی برای دولت جمهوری اسلامی مفهوم «بیداری اسلامی» و «محور مقاومت» و در نتیجه «خروج آمریکا از منطقه و نابودی مهمترین دشمن جمهوری اسلامی یعنی رژیم اسرائیل» و برای ایالات متحده «دموکراسی و سکولاریسم» و در نتیجه ممانعت از «بنیادگرایی دینی و تروریسم» و «انقلابهای مشابه انقلاب اسلامی ایران» است.