اندیشه های عرفانی و ظرافت های بلاغی «فرغانی» با تکیه بر «مشارق الدراری»
نویسندگان
1 دانشگاه کاشان، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، گروه زبان و ادبیات فارسی
doi
10.22103/jll.2021.15215.2742چکیده
سعیدالدین فرغانی یکی از بزرگترین شارحان عرفان اسلامیاست که با فهم عمیق خود، برقصیدة «تائیة» ابن فارض مصری شرحی مبسوط نوشت. وی در عرفان نظری، شاگرد قونوی بود و در سلوک عرفانی، نسبت خرقة خود را به سهروردی رساندهاست. فرغانی، با آگاهی کامل از اندیشههای عرفان نظری و ابنعربی و آشنایی با میراث عرفانی کهن، به ویژه تصوف خراسان، توانست شرحی به نام «مشارقالدراری» بنویسد و در این اثر خویش، بدون آنکه همچون بسیاری از شارحان دیگر در دام تخیلهای بیمارگونه و بازیهای زبانی حاصل از جادوی مجاورت گرفتار شود، با بیانی روشمند و تبویبی منطقی، بابی تازه در عرفان نظری بگشاید. نویسنده در این مقاله کوشیدهاست در دو بخش جداگانه، «اندیشههای عرفانی» و «ظرافتهای بلاغی» فرغانی را بررسی کند؛ اندیشههایی همچون: عشق و عاشقی، دیدگاه تأویلی و پرهیز از تأویلات بیحد و مرز، نسبت انسان کامل با دوایر سهگانة اسلام و ایمان و احسان که بحثیاست کاملاً بدیع در تصوّف اسلامی، مفهوم زمان و قبض و بسط آن، واسطگی اسباب و مؤثّر دانستن حق و طرح سخن عمیق «سُبحانَ الذّی لا یُوصَلُ إلیهِ إلّا بِهِ» و در بخش ظرافتهای بلاغی: تشبیه، سجع، استشهاد به اشعار، ترکیبات و ترجمههای بدیع و اطناب و بسط هنری که نشاندهندة خلاقیتهای فرغانی در ساحت زبان و بیان این نکتهاست که در متن مشارقالدراری، تجارب روحانی و عاطفی نویسنده با جانب جمال شناسانة این تجارب، پیوند بسیار نزدیکی دارد.