سیر تحوّل زیباییشناسی نثر مرسل در برونۀ زبان با تأکید بر علوم بیان و بدیع
نویسندگان
1 دانشگاه خوارزمی
doi
10.22103/jll.2021.16596.2843چکیده
هر چند زیباییِ نثر مرسل مبتنی بر درونة زبان است امّا صناعات ادبی نیز نقشِ جمالشناسی ویژهای در آن دارند. کیفیّت و کمیّت بهرهمندی از آن موجب تحولات تدریجیِ زیباییشناسیِ نثر فارسی شده است. هدف مقالۀ حاضر این است تا سیر تحوّل مؤلّفههای زیباییشناسی نثر مرسل را در برونۀ زبان اندازهگیری کند و به این پرسش پاسخ بدهد که چگونه فراوانیِ این مؤلّفهها به تدریج برونۀ زبان را زینت بخشیده و از زیباییهای درونۀ زبان کاسته تا شرایط برای ظهور نثر فنی آماده گردد؟ برای دستیابی به این هدف، چهار اثر: مقدمة شاهنامة ابومنصوری، تاریخ بلعمی، تاریخ سیستان و نوروزنامه به روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات سبک-شناسی بررسی شدهاند و مؤلّفههای زیباییشناسیِ برونۀ زبان در این آثار استخراج گردیدهاند. برای نشان دادن خط سیر تحوّلات ادبیِ زبان فارسی، چهار اثر با هم مقایسه شدهاند. نتایج بیانگر آن است که در آغاز صناعات ادبی در این متون بسآمد پایینی دارند و کاربردشان بهگونهای است که هم خودْ به زیباییِ نثر کمک کرده، هم ساختارِ جملهها را تحت تأثیرِ جمالشناسیِ خود قرار دادهاند و با تلاقیِ علم معانی، بیان و بدیع قدرت هنریِ بیشتری بدان آثار بخشیدهاند؛ امّا به مرور زمان بر تعداد آرایههای ادبی افزودهشده و تأثیر عمیقی بر تقویت برونۀ زبان گذاشته و با گسستن رابطۀ آنها با علم معانی از قدرت درونۀ زبان نیز کاسته شده است؛ به گونهای که شرایط برای ظهور نثر فنی مهیّا شده و به شکل معناداری نگرش هنری ایرانیان را تغییر دادهاست.