ردّ پای نثر عبید زاکانی در کاریکلماتورهای پرویز شاپور
نویسندگان
1 دانشگاه خوارزمی تهران
2 استاد دانشگاه خوارزمی
doi
10.22103/jll.2020.14877.2711چکیده
کاریکلماتور، جملهای منثور، ساده، کوتاه، طنزآمیز و ادبی است که همچون کاریکاتور، تصویری طنزآمیز را القا میکند. برخی از پژوهشگران، این گونه را دستاورد آشنایی با ادبیات غرب و ترجمههای فرنگی میدانند؛ حال آنکه این گونۀ نثر موجز مضمونگرا در ادبیات کلاسیک فارسی سابقهای دیرینه دارد. این مقاله با توجه به نظریۀ بینامتنیت، ضمن نشان دادن خاستگاههای اینگونه در ادبیات کهن فارسی، نثر عبید زاکانی را بهعنوان شبیهترین متن کلاسیک به این گونۀ بهظاهر نوظهور بررسی میکند. نثر موجز و طنزآمیز عبید در برخی آثارش در موارد متعدد به جملاتی انجامیده است که ساختاری مشابه کاریکلماتورهای پرویز شاپور که خالق کاریکلماتور است، دارند. به همین جهت در این مقاله، نمونههای نثر عبید بهلحاظ وجود ویژگیهای کاریکلماتور، همچون طنز، سادگی بیان، تصویری بودن جملات، ایجاز، چینش هنرمندانۀ واژگان، بررسی شدهاست. همچنین به تفاوتهایی که میان کاریکلماتورگونههای عبید با کاریکلماتورهای شاپور وجود دارد، نیز اشاره شدهاست. درنهایت، با توجه به آشنایی شاپور با آثار عبید، فرضیۀ غربی بودن ریشۀ کاریکلماتور را چندان درست ندانسته و بهتر دیدهایم که این گونه را احیای گونهای دیرینه در قالبی نو بدانیم.