جایگاه موازنهگری ناحیهای در سیاست خارجی چین در قبال ایالات متحده در خلیجفارس
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل،گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیت ا... العظمی بروجردی (ره)، بروجرد. ایران.
2 استادیار روابط بینالملل،گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیت ا... العظمی بروجردی ره، بروجرد. ایران.
doi
10.22124/wp.2024.26719.3316چکیده
رشد روزافزون اقتصادی چین و تبدیل این کشور به بزرگترین وارد کننده انرژی جهان، موجب پیوند اقتصادی این کشور با بزرگترین دارندگان ذخایر انرژی جهان در خلیجفارس شدهاست. این کشورها به دلیل قدرت اقتصادی، موقعیت ژئوپلیتیکی و قرار گرفتن در مسیر ابتکار کمربند و جاده، جایگاه ویژه ای در استراتژی موازنهگری ناحیهای چین دارند. چین کاهش حضور امنیتی آمریکا در منطقه و خروج این کشور از أفغانستان را فرصتی مناسب برای تقویت نفوذ اقتصادی خود در میان متحدان سنتی آمریکا و تضعیف نفوذ این کشور در خلیج فارس تلقی کرده است. هدف مقاله حاضر بررسی حضور و نفوذ چین در کشورهای حوزه خلیج فارس در چارچوب «موازنهگری ناحیهای » است. پژوهش حاضر به این پرسش پاسخ میدهد که منطقه خلیجفارس چه جایگاهی در راهبرد موازنهگری چین در قبال آمریکا دارد؟ فرضیه مقاله این است که «با توجه به وجود متحدان سنتی آمریکا در خلیجفارس و نقش ژئواکونومیک این منطقه در تامین امنیت انرژی جهان، منطقه خلیجفارس از جایگاه موازنهگری ناحیهای در راهبرد سیاستخارجی چین در قبال ایالاتمتحده، برخوردار است». روش مورد استفاده در این مقاله توصیفی-تحلیلی بوده و از ابزار کتابخانهای و اینترنتی برای جمعآوری دادهها استفاده شده است.