مقایسۀ نگرش وزیرانۀ نظام‌الملک و دید‌گاه دبیرانۀ بیهقی در باب اهمّیت جایگاه قضاوت در حکومت سیاسی بر پایۀ تحلیل گفتمان انتقادی

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.22103/jll.2020.14579.2690
چکیده

یکی از اساسی ترین وظیفه های هر حکومتی فصل خصومت و رفع عامل نزاع بین آحاد یک جامعۀ مدنی و تحقق عدالت اجتماعی است که این امر با وجود محاکم دادگستری، دیوان قضایی مستقل و حضور قاضیانی «مزکّی ومعدّل از هر دستی» میسر می شود. به اعتقاد تمامی اندیشمندان وجود عدالت و مساوات در هر روزگاری و در هر جایگاهی یک ضرورت است. در این پژوهش دو حکایت با موضوع یکسان از کتاب «سیاست نامه» و «تاریخ بیهقی» در نظر گرفته شده و برای تحلیل گفتمانیِ آن ها از رویکرد نورمن فرکلاف به عنوان نظریه پرداز اصلی استفاده شده است. با تحلیل گفتمان انتقادی و بر پایۀ مدل های سه گانۀ فرکلاف به توصیف، تفسیر و تبیین نمونه داده‌های متنی دو اثر پرداخته‌شده است تا تقابل دیدگاه وزیرانۀ خواجه نظام الملک توسی و نظرگاه دبیرانۀ ابوالفضل بیهقی در باب امر مهم قضاوت تحلیل و تبیین شود. خواجه با توجّه به مقام سیاسی خویش قضاوت را در بسیاری از مواقع حق صاحبان قدرت می‌داند؛ قدرتی که خود آگاه یا ناخود آگاه دیدگاه های خویش را در لایه های زیرین زبان پنهان کرده است که در آن فرو-دستان هیچ جایگاهی ندارند. در تقابل با این نگرش بیهقی به عنوان یک مورّخ و دبیر از میان قشر متوسط مردم جامعه با همۀ وابستگی به دربار غزنه سعی‌می‌کند در باب قضاوت، جایگاه مردم عامه، فرودست و متظلّم را در لایه‌های پنهانی زبان خویش به نمایش در آورد.