نقش ایران در سقوط حکومت عبدالکریم قاسم در عراق (1963-1958)
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
2 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعداز اسلام،گروه تاریخ، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار گروه تاریخ، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
doi
10.22124/wp.2025.30131.3501چکیده
روابط ایران و عراق از زمان تأسیس دولت مدرن عراق در سال ۱۹۲۰، همواره با فراز و فرودهای سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی همراه بوده است. تحولات ناشی از کودتای ژوئیه ۱۹۵۸ و برآمدن حکومت جمهوری به رهبری عبدالکریم قاسم، آغازگر مرحلهای نوین از تقابل راهبردی میان دو کشور بود. دولت قاسم با اتکاء به گفتمان ناسیونالیسم عربی و رویکردهای سوسیالیستی، زمینهساز واگرایی سیاسی از ایران و تغییر موازنه قدرت در منطقه شد. در پی تشدید اختلافات مرزی، بهویژه بر سر اروندرود و مسئله خوزستان، و همچنین نگرانی فزاینده تهران از گسترش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در عراق، حکومت پهلوی دوم درصدد مدیریت مخاطرات ناشی از تحولات بغداد برآمد. بر این اساس، پرسش محوری این پژوهش آن است که جمهوری اسلامی ایران در دوره حکومت محمدرضا پهلوی، چه نقشی در فرآیند تضعیف و سقوط حکومت عبدالکریم قاسم ایفا کرده است؟ یافتههای این مطالعه بر پایه اسناد تاریخی و تحلیل تحولات منطقهای، حاکی از آن است که گرچه علل اصلی سقوط قاسم در ساختار شکافخورده قدرت، رقابت دروننظامی و ناتوانی در تثبیت نظم سیاسی داخلی ریشه داشت، اما ایران نیز از طریق اقدامات غیرمستقیم، از جمله حمایت اطلاعاتی و سیاسی از مخالفان قاسم، در تسریع فروپاشی نظام جمهوری او نقش قابلتوجهی ایفا کرد.