تحلیل تطبیقی بن مایههای سیاست مدن در کتاب شهریار ماکیاولی و اخلاق ناصری
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز
2 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.22103/jll.2020.14291.2670چکیده
سیاست مدن به رابطۀ دولت با ملّت و نقش سیاستمدارن و رهبران سیاسی بر زندگی شهروندان میپردازد. غایت سیاست مدن رفع خواستهها و احتیاجات فردی، اجتماعی و معنایی در جامعه مدنی است. ماکیاولی راه های مختلف کسب و حفظ قدرت و رسیدن به مقام شهریاری و خصوصیّات و اخلاقیّات پادشاه را تشریح میکند و البته اساس نظریّه سیاسی او بر بدبینی نسبت به انسانها استوار است. خواجه نصیر در سیاست ملک و آداب ملوک به اصول سیاست مدنی و مؤلفههای اخلاقی در حوزه سیاست پرداخته است. ماکیاولی اصول اخلاقی را بر اساس راهبردها و استراتژیهای سیاسی اش بیان میکند حال آنکه خواجه نصیر راهکارهای سیاسی را بر اساس اصول اخلاقی تنظیم میکند و هر چه را که بااخلاقیات سازگار نیست به هیچ قیمتی نمیپسندد و این درست عکس دیدگاه ماکیاولی است. خواجه مهم ترین اصول سیاست مدنی را رعایت حال شهروندان مدینه می-داند اما ماکیاولی اندیشهای متفاوت دارد و به مقتضای محیط و شرایط و زیردستان پادشاهانی که به شیوههای مختلف به حکومت رسیدهاند، رفتارهای متفاوتی را پیشنهاد میکند.