اشاعه جنگ افزارهای هستهای تاکتیکی؛ از بازدارندگی هستهای تا وادارندگی هستهای
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، دانش آموخته دکتری تخصصی روابط بینالملل، دانشگاه تهران، تهران. ایران
doi
10.22124/wp.2024.24672.3202چکیده
منطق بازدارندگی به عنوان یکی از راهکارها و سیستمهای کنترل برای جلوگیری از جنگ به واسطه اشاعه جنگافزارهای هستهای تاکتیکی با چالش مواجه شده است. از سوی دیگر اجبار به معنای تلاش برای تأثیرگذاری بر رفتار دیگری با استفاده از زور و یا تهدید به زور است. پرسشی که مطرح میشود این است که آیا جنگافزارهای هستهای تاکتیکی به عنوان ابزار کنش اجبار راهبردی، سیستم بینالملل را وارد عصر وادارندگی هستهای کردهاند؟ هدف اصلی این پژوهش دستیابی به نوعی ایقاع نظری در قالب مدل نظری به منظور تحلیل متغیرها و در نهایت درک نقش مهم جنگافزارهای هستهای تاکتیکی در سیاست بینالملل معاصر است. روش پژوهش توصیفی و تحلیلی است و منطبق بر دو گام است؛ در گام اول تلاش میشود که یک مدل نظری با عنوان وضعیت پیچیدگی ساختاری که نوعی ایقاع نظری توسط نگارنده محسوب میشود به منظور مطالعه وضعیت مقطعی از نظم بینالمللی (پس از جنگ سرد تا کنون) مورد بررسی قرار بگیرد و در گام دوم مربوط به تحلیل، ارتباط و همبستگی میان متغیرها مورد بررسی قرار بگیرد. مطابق فرضیه پژوهش، آمارها و روندهای جاری میتوان مدعی شد که جنگافزارهای هستهای تاکتیکی در شرایط پیچیدگی ساختاری و افزایش احتمال وقوع غافلگیری راهبردی در میان دولتها به عنوان نوعی ابزار کارآمد برای اعمال اجبار بدون احتمال نابودی قطعی متقابل محسوب میشوند.