آفریقا گرایی در ساحت حقوق بشر: تقابل جهان‌شمولی و نسبی‌گرایی فرهنگی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد حقوق عمومی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

2 نویسنده مسئول، استادیار حقوق عمومی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران،

3 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

doi
10.22124/wp.2024.26776.3320
چکیده

دکترین «نسبی‌گرایی فرهنگی» در عرصۀ حقوق بشر، تلاشی است که ویژگی جهان‌شمولی ادّعایی در اسناد بین المللی حقوق بشر، همچون اعلامیه جهانی حقوق بشر را به چالش می‌کشد. این دکترین بر این نظر است که حقوق بشر همان‌گونه که در غرب تعبیر و تصوّر می‌شود لزوماً برای جوامع غیر غربی قابل پذیرش نیست. «آفریقاگرایی» ذیل نسبی‌گرایی فرهنگی در صدد است با تکیه و تمرکز بر اصول و مشترکات فرهنگی قاره آفریقا، روایت قابل پذیرش خود از حقوق بشر را ارائه نماید. آفریقاگرایان دیدگاه‌های حداقلی، میانه و حداکثری به نسبی‌گرایی فرهنگی و لغو مشروعیت پاردایم جهان‌شمول حقوق بشر ارائه داده‌اند. این تنش نظری، تاحدّی در مفاد منشور آفریقایی حقوق بشر و مردم نیز قابل مشاهده است. از برآیند مقتضیات آفریقای مدرن و فرهنگ آفریقایی چنین استنباط می‌شود که دیدگاه میانه مبتنی بر همکاری و گفتگوی میان‌فرهنگی، شیوۀ بهینه در برخورد با چالش‌های حاصل از این موضوع است. سازوکار سنتّی پاسداشت کرامت انسانی با توجّه به وضعیت فرهنگی قارّه آفریقا در دوران پسااستعمار، ناکارآمد و ناکافی است. بر علاوه بر این، آنچه از اولویت سنجی انواع حقوق بشر معتبر به نظر می‌رسد، دیدگاه پیوستگی حقوق سیاسی-مدنی با حقوق اجتماعی-اقتصادی است.