عدالت جهانی در نظریه جهانشمول گرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گرایش جامعه شناسی سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قم.قم، ایران
doi
10.22124/wp.2024.24943.3216چکیده
جهانشمولگرایی از رهیافتهایی است که همزمان با تحولات جهانی شدن، در مطالعات علوم سیاسی و روابط بینالملل تأثیر بسزایی از خود بر جای گذشته است و با طرح مباحث نو، درصدد ارائه راهحل برای مسائل جهان امروز است. تلاش برای تحقق عدالت جهانی از مهمترین شاخصههای نظری جهانشمولگرایان است. با وجود تفاوت در رویکردهای جهانشمولگرایی، نظریهپردازان این رهیافت با وامگیری از اندیشههای جان رالز، دستیابی به عدالت جهانی را ممکن میدانند. آنها با عنایت به اصل فردگرایی برابرطلبانه و شهروندی جهانی، بر مؤلفههایی مانند مسئولیت جمعی ـ ملی، ترتیبات نهادی بینالمللی، احترام به حقوق بشر، دولت جهانی، کمرنگ شدن حاکمیت دولتـ ملتها و اصلاح ساختار نظام بینالملل برای تحقق عدالت جهانی تأکید میکنند. این مقاله هم درصدد درک مفهوم و حل مسئله عدالت جهانی در نظریه جهانشمولگرایی است و این پرسش را مطرح میکند که جهانشمولگرایان چه راهکارهایی برای تحقق عدالت جهانی مطرح میکنند؟ از این منظر، جهانشمولگرایان با نقد مداوم نابرابریهای جهانی در همه سطوح، ایده مسئولیت اخلاقی و هنجاری همه ابنای بشر را با اصلاح رژیمها و نهادهای بینالمللی تلفیق کرده و به تحقق عدالت جهانی باور دارند.