نقد مدل حکمرانی خوب با تأکید بر مفهوم نابرابری اجتماعی
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دکتری جامعهشناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 استاد جامعهشناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22124/wp.2021.19692.2842چکیده
از مهمترین وظایف و ویژگیهای حکومت خوب، کاهش نابرابری اجتماعی است. هرچند که ممکن است شاخصهای حکمرانی خوب بهویژه کنترل فساد، اثربخشی دولت، حاکمیت قانون، کیفیت تنظیمکنندگی(قوانین و مقررات)، پاسخگویی و حق اظهارنظر بهطور غیرمستقیم شرایط را برای کاهش نابرابری اجتماعی فراهم نمایند اما جای خالی وجود شاخصی تحت عنوان نابرابری اجتماعی در تئوری حکمرانی خوب احساس میشود. این تحقیق بهدنبال پاسخ به این پرسش است که چه نقدهایی بر مدل حکمرنی خوب بهلحاظ تئوریک و کمی وارد است؟ از نظر روششناختی، این پژوهش، تلاشی نظری است و البته از روش تطبیقی کمی مبتنی بر مدلسازی معادله ساختاری با استفاده از دادههای ثانویه نیز استفاده گردیده است. از میان کشورهای عضو سازمان ملل متحد، تمامی دادههای مورد نیاز این تحقیق برای 103 کشور موجود بود که بهعنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. یافتههای کمی مبتنی بر مدلسازی معادله ساختاری نشان دادند که مدل حکمرانی خوب از برازش مطلوبی برخوردار نیست اما با ورود متغیر نابرابری اجتماعی به مدل بهبود مییابد. در بعد نظری نقدهایی به آن وارد است که پیشنهاد شده است شاخصهای کنترل فساد، کارایی و اثربخشی دولت، امنیت، ثبات سیاسی و عدم خشونت، حاکمیت قوانین مشروع، کیفیت تنظیمکنندگی(قوانین و مقررات)، مسئولیتپذیری، پاسخگویی و حق اظهارنظر، رضایتمندی شهروندان، اجماعمحوری، کاهش نابرابری اجتماعی، عدم سلطهگری و سلطهپذیری، شفافیت، پایبندی به منافع و خواست شهروندان، دیدهبانی همگانی، رفاه و توانمندی اجتماعی، شایستهسالاری، آزادی و بهرهمندی از حقوق و عدم مداخله در گستره همگانی و خصوصی در مدل حکمرانی مورد توجه گرفته و به معیارهای ارزیابی کشورها افزوده شوند.