اجتماع امن منطقهای در جامعه بینالمللی: دیدگاه مکتب انگلیسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 دانشیار روابط بین الملل، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22124/wp.2024.26091.3283چکیده
یکی از مفاهیمی که در ادبیات روابط بینالملل و مطالعات منطقهای اقبال یافته، اجتماع امن منطقهای است. اجتماع امن منطقهای، اجتماعی از دولتهای حاکمیتدار در یک گسترده جغرافیایی محسوب میشود که احتمال وقوع جنگ از میان آنها رخت بربسته است. بر حسب این وضعیت، مناطق مختلف جهان را میتوان در یکی از دو وضعیت شکلگیری/فقدانِ آن در نظر گرفت؛ بدین معنا که در برخی مناطق مانند غرب اروپا و شمال آمریکا، اجتماع امن منطقهای شکل گرفته و در برخی مناطق مانند جنوب و غرب آسیا و شمال آفریقا چنین اجتماعی شکل نگرفته و دورنمای روشنی از شکلگیری آن در آینده ـ حداقل کوتاهمدت ـ وجود ندارد. با مشاهده چنین سرگذشت متفاوت تجربی، این پرسش نظری قابل طرح بهنظر میرسد که «چرا اجتماع امنِ منطقهای در برخی مناطق جهان شکل میگیرد و در برخی دیگر از مناطق مجال ظهور نمییابد؟» در پاسخ به این پرسش نظری، با گردآوری دادهها به روش کتابخانهای و جستوجوی اینترنتیِ متون پایهایِ مرتبط در هر دو رشته مطالعات منطقهای و روابط بینالملل، و بهرهگیری از تحلیل محتوای کیفیِ آنها، تلاش میشود الگوی تبیینیِ مناسبی با بهکارگیری تبیین کارکردی در استدلالپردازی فراهم آید. در این چارچوب، یافته پژوهش این است که نحوه کارکرد نهادهای جامعه بینالمللیِ جهانگستر به گونهای در سطح منطقهای تأثیر مینهد که باعث میشود در برخی مناطق، اجتماع امن منطقهای شکل بگیرد و در برخی مناطق شکل نگیرد.