تحلیل گفتمان انتقادی «وظایف مرید» از دیدگاه قشیری براساس رویکرد فرکلاف

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

2 گروه زبانشناسی همگانی دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

3 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان، سمنان

4 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22103/jll.2019.12472.2525
چکیده

تحلیل گفتمان انتقادی روشی برای تحلیل متن است و جامع‌ترین الگو را در این زمینه، نورمن فرکلاف (1989) ارائه کرده است که در سه سطحِ توصیف، تفسیر و تبیین، رابطۀ متن را با بافت موقعیتی آن آشکار می‌سازد. با گسترش شیوه‌های جدید در تحلیل متون، بررسی متون کهن از این افق‌های تازه ضروری می‌نماید. هرچند متون عرفانی بیشتر با انگیزه‌های درونی و به دور از مبارزه با سیاست و اجتماع نگاشته می‌شدند؛ اما از تاثیر اجتماع و دوران خود مصون نبوده‌اند و گفتمان‌های مسلط بر آن‌ها، متاثر از شرایط دوران آن‌هاست. قرن پنجم یکی از دوره‌های مهم در تصوف است و رسالۀ قشیریه یکی از متون برجسته‌ایست که در همین دوران به‌وسیلۀ ابوالقاسم قشیری در پیِ ایجاد انحراف در تصوف، برای تبیین اصول و عقاید صوفیه نگاشته شده است. در این پژوهش باب آخر از این اثر را که دربرگیرندۀ سفارش به مریدان است؛ بر اساس نظریۀ فرکلاف تحلیل نموده‌ایم. نتایج بررسی نشان می‌دهد که ایدئولوژی قشیری در شیوۀ استفاده از عبارات و کلمات آشکار می‌شود. گفتمان‌های مسلط بر این باب شامل تعظیم صوفیه، تسلیم مرید در برابر پیر و زهد هستند که علاوه بر بازنمایی اوضاع اجتماعی و فرهنگی و سیاسی، به بازتولید شرایط جدید و بهبود وضع موجود نیز کمک نموده‌اند.