تکوین گفتمان تعهد اجتماعی در هنر معاصر غرب

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای پژوهش هنر، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

2 استاد دانشکده هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

doi
10.30465/os.2021.37662.1752
چکیده

یکی از کارکردهای ارزشی هنر در دنیای معاصر، مبارزه علیه اشکال سلطه مانند سلطه نژادی، قومی، طبقاتی و سلطه از طریق جنگ بر مردمان سرزمینی دیگر است. این پژوهش در جهت پاسخ به این پرسش که گفتمان تعهد اجتماعی در هنر معاصر جهان، چگونه خود را مطرح کرده و نمود آن در نحوه بیان آثار هنری چگونه است؟ به روشی توصیفی تحلیلی، روند شکل­گیری گفتمان تعهد اجتماعی در هنر جهان غرب از سده بیستم را مورد بررسی قرار داده و به تحلیل گفتمان انتقادی مصادیق آن در هنر دو دهه اخیر با موضوع جنگ و صلح پرداخته است.بنا بر نتیجه، بخش بزرگی از هنر معاصر، گفتمان تعهد اجتماعی را پذیرفته؛ اما جایگاه و نقش تعهد اجتماعی، به واسطه عملکرد جنبش­های هنری معاصر، به شکلی بنیادی دگرگون شده است. اگر در گذشته با آثاری فرم­گرا، وحدت­گرا، با بیانی فردی در نقش کالایی خاص در موزه­ها و گالری­ها مواجه بودیم امروزه با آثاری مفهوم­گرا، کثرت­گرا، با تاکید بر بعد اجتماعی در حکم یک بیانیه در مکان­های عمومی، خیابان­ها، موزه­ها و گالری­ها مواجهیم و در نهایت، در این زمان هنر از چارچوب محدود خود جدا شده و به­عنوان یک کنش، هنرمند را در نقش یک کنش­گر نسبت به مسائل اجتماعی قرار می­دهد.