تنازع گفتمانی و برتری اسلام سیاسی در فرایند انقلاب اسلامی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ، گروه علوم سیاسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
2 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
3 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
doi
10.22124/wp.2023.24263.3175چکیده
پژوهش حاضر در پاسخ به این پرسش جامعه شناختی نگاشته میشود که چه دلایلی باعث برتری گفتمان اسلامگرایی در فرایند مبارزات منتهی به انقلاب اسلامی ایران شد. در فضایی که گفتمانهای ملیگرایی لیبرال و مارکسیسم هم حضور موثری داشتند، اسلام گرایی چگونه توانست نظام معنایی خود را به عنوان گفتمان هژمون تثبیت کند. در این راستا نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف به عنوان مبنای نظری و روششناختی این نوشتار مورد استفاده قرار گرفته شده است. چرا که نظریه تحلیل گفتمان، انطباق بیشتری با ماهیت موضوع داشته و تبیین دقیقتری از آن ارائه میدهد. از این منظر، اسلامگرایی به عنوان یک گفتمان در نظر گرفته شده که در راستای مبارزه با گفتمان حاکم پهلوی و برقرار کردن نظام معنایی خود، ایدئولوژیهای ملیگرایی لیبرال و مارکسیسم را به حاشیه برده و خود به عنوان پیروز بلامنازع نبرد انقلابی شناخته شده است. این پژوهش علت اصلی برتری گفتمان اسلامگرایی در منازعه با گفتمانهای رقیب را توانایی امام خمینی در ساماندهی گفتمانی فراگیر میداند که اکثر مفاهیم گفتمانهای ملیگرایی لیبرال و مارکسیسم در آن گنجانده شده و با خلق فضای استعاری و پوشش دادن طیف وسیعی از خواستههای انقلابیون، موجودیت گفتمانهای رقیب را به چالش کشیده است.