ارزیابی مناطق مستعد بیابانزایی با تأکید بر مدلهای فرسایش بهکمک تحلیلهای تصمیمگیری چندمعیاره (مطالعۀ موردی: سوچرزون سیستان و بلوک افغان)
نویسندگان
1 گروه جغرافیا دانشگاه فردوسی مشهد، آزمایشگاه علم / سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور (GISSRS: Lab)، مشهد، ایران
2 گروه جغرافیا دانشگاه فردوسی مشهد، آزمایشگاه علم / سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور (GISSRS: Lab)، مشهد، ایران
3 گروه جغرافیا دانشگاه فردوسی مشهد، آزمایشگاه علم / سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور (GISSRS: Lab)، مشهد، ایران
4 گروه جغرافیا دانشگاه فردوسی مشهد، آزمایشگاه علم / سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور (GISSRS: Lab)، مشهد، ایران
doi
10.48308/gisj.2024.234399.1198چکیده
سابقه و هدف: بیابانزایی یکی از چالشهای مهم دنیای امروز است که پایداری محیطزیست را تهدید میکند. این پدیده از تخریب زمین در مناطق خشک و نیمهخشک ناشی میشود و میتواند پیامدهای جدی برای محیطزیست، اقتصاد و جامعه داشته باشد. ایران، بهدلیل موقعیت جغرافیاییاش در کمربند خشک و نیمهخشک جهان، درمعرض خطر بیابانزایی قرار دارد. برای مقابله با این پدیده، شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر، تعیین مناطق آسیبپذیر و استفاده از مدلهایی بهمنظور ارزیابی این پدیده ضروری است. در این راستا، استفاده از علم سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) میتواند در ارزیابی و نظارت بر بیابانزایی مفید باشد. این فنّاوریها امکان بررسی گسترده و دقیق تغییرات پوشش زمین را فراهم میآورند و به مدیریت و حفاظت از مناطق درمعرض خطر کمک میکنند. هدف این پژوهش شناسایی مناطق مستعد بیابانزایی در کمربند شرقی ایران (سوچرزون سیستان و بلوک افغان)، با استفاده از مدل تحلیلهای تصمیمگیری چندمعیاره، مبتنیبر رویکرد اولویت ترتیبی (OPA) است.مواد و روشها: زون زمینشناسی سیستان و بلوک افغان، با مساحت بیش از 106هزار کیلومترمربع، در کمربند شرقی ایران قرار دارد و شامل بخشهایی از استان سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی میشود. این منطقه، براساس طبقهبندی اقلیمی دومارتن، در اقلیم خشک و فراخشک قرار میگیرد. وجود چنین شرایطی در این منطقه، همراه با تخریب پوشش گیاهی و خشک شدن منابع آبی، آن را مستعد بیابانزایی کرده است. در این پژوهش برای به دست آوردن نقشۀ مناطق مستعد بیابانزایی، در ابتدا، نقشۀ پتانسیل فرسایش بادی و فرسایش آبی، بهترتیب با استفاده از مدلهای RWEQ و RUSLE در منطقۀ مورد مطالعه حاصل شد. سپس نتایج این مدلها بههمراه سایر شاخصها، ازقبیل پوشش گیاهی، شوری خاک، کاربری اراضی، درجۀ حرارت، ردهبندی خاک، جرم مخصوص ظاهری خاک و طبقهبندی اقلیمی، با استفاده از مدل تصمیمگیری چندمعیاره مبتنیبر اولویت ترتیبی (OPA) وزندهی شدند و در نهایت، نقشۀ مناطق مستعد بیابانزایی در کمربند شرقی ایران به دست آمد.نتایج و بحث: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین پتانسیل فرسایش بادی، در کمربند شرقی ایران، 64 کیلوگرم بر مترمربع است. این درحالی است که 16% این منطقه، که اغلب در بخشهای شرقی و جنوبشرق قرار دارد و شامل شهرستانهای زابل، سراوان و خاش میشود، دارای پتانسیل فرسایش بادی بیش از 512 کیلوگرم بر مترمربع است. در مقابل، میانگین فرسایش آبی 24/36 تن در هکتار به دست آمده است؛ بیشترین میزان فرسایش آبی بیش از 40 تن در هکتار و در 5/34% از مساحت منطقۀ مورد مطالعه رخ میدهد که اغلب در شمال منطقه، شامل شهرستان نهبندان در استان خراسان جنوبی و بخشهای مرکزی منطقه واقع شده است. در نهایت، نتایج مدل تصمیمگیری چندمعیاره مبتنیبر اولویت ترتیبی نشان داد که مهمترین شاخصها ازمنظر متخصصان، در شناسایی مناطق مستعد بیابانزایی در این منطقه، شاخصهای فرسایش بادی و پوشش گیاهی و شوری خاک است و بخشهای شرقی و جنوبشرق ناحیه بهشدت تحت تأثیر بیابانزایی قرار دارند.بحث و بررسی: فرسایش در کمربند شرقی ایران پیامدهای منفی متعددی دارد؛ ازجمله کاهش حاصلخیزی خاک و تهدید معیشت، امنیت غذایی و سلامت مردم. تخریب پوشش گیاهی، از بین رفتن منابع آبی و تبدیل این مناطق به زمینهای بایر، بهخصوص در نیمۀ شرقی ایران که در سالهای اخیر با پدیدۀ خشکسالی گستردهای مواجه شدهاند، بیشترین تأثیر را در بیابانزایی داشته است. برای مقابله با این مشکل، به ابتکارات مدیریتی مانند مدیریت منابع آب، توسعۀ کشاورزی پایدار و حفاظت از تنوع زیستی نیاز است. این ابتکارها باید، با توجه به شرایط خاص هر منطقه و با مشارکت جوامع محلی و متخصصان، طراحی و اجرا شوند. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از مدلهای مبتنیبر رویکرد اولویت ترتیبی میتواند، در شناسایی مناطق آسیبپذیر بهمنظور تدوین برنامههای مدیریتی، مؤثر باشد. همچنین استفاده از شاخصهایی مانند مدیریت چرا، جمعیت و سطح آبهای زیرزمینی، در مطالعات آتی، امکان ارزیابی بهتر وضعیت بیابانزایی را فراهم میکند.