بنیان اقتصاد سیاسی توافق همکاری جامع استراتژیک ایران و چین؛ گسترش قلمروهای ملی و منطقهای موثر
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22124/wp.2023.23298.3098چکیده
واقعیتهای مرتبط با ساخت سیاسی و فضایی قدرت در ایران و واقعیتهای ژئوپلیتیکی حاکم بر نظام بینالملل سبب همگرایی ایران و چین شده است. باتوجهبه اهمیت استراتژیک برنامهی جامع همکاری ۲۵سالهی ایران و چین، این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی کوشیده است تا مبادی اقتصاد سیاسی این توافقنامه را بررسی و عوامل تأثیرگذار بر همگرایی دو کشور و انعقاد آن را شناسایی نماید. نتایج نشان میدهد دولت چین با رویکرد نئومرکانتیلیستی، جهت رفع تنگناهای پیشروی اقتصاد صادرات محور خود و امنیت بخشی به منابع انرژی وارداتی به دنبال گسترش نفوذ در مناطق استراتژیک جهان مثل خلیجفارس است. از طرفی ماهیت نظام سیاسی حاکم بر ایران، مقابله با نظام سلطه و هژمون آمریکا، خروج از انزوا، مهار فشارهای جبهه غرب، افزایش تابآوری نظام سیاسی در قبال فشارهای احتمالی آتی غرب و افزایش ضریب خطرپذیری در کشور، استفاده از حق وتوی چین در شورای امنیت و گسترش قلمروهای ملی و منطقهای مؤثر مثل مناطق آزاد، از عوامل تأثیرگذار بر انعقاد این توافق از جانب ایران بوده است. در این مقاله همچنین تلاش شده است شرایط بحرانی یا مطلوبی که این سند میتواند برای ایران به ارمغان آورد را تعیین نماید. در نهایت میتوان بیان نمود که این سند میتواند شرایط مطلوبی را برای ایران در دوره کنونی فراهم آورد.