سیاست خارجی ایران در جنگ دوم قرهباغ: عوامل و رویکرد
نویسندگان
1 دانشجوی روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار گروه روابط بین الملل٬ دانشگاه تهران
doi
10.22124/wp.2023.23398.3111چکیده
نوشته پیشرو با دیدگاه ژئوپلیتیکمحور، در صدد بررسی روند رویکرد سیاست خارجی ایران در جنگ دوم قرهباغ و عوامل موثر بر آن است. با تقسیم جنگ به سه دورهی «محسوس نبودن برتری آذربایجان»، «محسوس بودن برتری آذربایجان» و «تثبیت برتری آذربایجان»، سه روند «اهمال»، «بلاتکلیفی» و «غافلگیری» در روند سیاست خارجی ایران قابل تبیین است. طبق ادعای پژوهش، کلان روایت "قرهباغ خاک اسلام است"، رویکرد کلی جمهوری اسلامی ایران در بحران قرهباغ را متاثر کرده است. عدم اجماع در داخل، مماشات با روسیه، دشمنی اسرائیل، رقابت با ترکیه و تقابل با نظام بینالملل از عوامل موثر بر کنشگری ایران در این جنگ بود. در جنگ دوم، ایران با اهمال از توان و ارادهی جمهوری آذربایجان و ناتوانی در ایجاد توازن میان دو روایت «پیوندهای دیرینهی مذهبی، فرهنگی و تاریخی و تکلیف حمایتی جمهوری اسلامی از شیعیان» و «بستر تجزیهطلبانه در استانهای آذرینشین ایران» به اعلام بیطرفی و کنشگری لفظی بسنده کرد. ایران پس از تسلط باکو بر مناطق مورد مناقشهی هممرز با ایران، با درک دیرهنگام از ارادهی جمهوری آذربایجان، با بلاتکلیفی به کنشگری پرداخت و به دلیل مشخص نبودن جزئیات طرح ابتکاری و عدمرایزنی و فعالیت دیپلماتیک گسترده، با بند مربوط به ارتباط بین مناطق غربی جمهوری آذربایجان با جمهوری خودمختار نخجوان در توافقنامه مسکو که دستاویزی برای طرح کریدور زنگهزور شد، غافلگیر شد. این پژوهش، با رویکرد تحلیلی-تاریخی و روش «ردیابیفرایند»، با استفاده از منابع کتابخانهای انجام شده است.