تحلیل کارآیی الگوریتمهای ماشین بردار پشتیبان، جنگل تصادفی و حداکثر احتمال در شناسایی کاربری اراضی منطقۀ کلانشهری مشهد
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
4 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.48308/gisj.2024.236864.1230چکیده
سابقه و هدف: ازآنجاکه ارزش و امکان استفاده از هر نقشۀ تولیدشده براساس تصاویر ماهوارهای با توجه به میزان صحت آن مشخص میشود، ارزیابی صحت روش طبقهبندی تصاویر ماهوارهای دارای اهمیت چشمگیری است. ازاینرو این پژوهش با هدف تحلیل کارآیی الگوریتمهای ماشین بردار پشتیبان (SVM)، جنگل تصادفی (RF) و حداکثر احتمال (MLC)، در شناسایی کاربری و پوشش اراضی (LULC) منطقۀ کلانشهری مشهد انجام شده است. تا به امروز الگوریتمهای بسیار زیادی، بهمنظور طبقهبندی تصاویر ماهوارهای، توسعه یافتهاند که عملکرد آنها، در شرایط گوناگون، متفاوت است. بههمیندلیل در این پژوهش، ابتدا با مروری بر پژوهشهای پیشین، پرکاربردترین الگوریتمها شناسایی شده و سپس، با سنجش ویژگیهای انواع طبقهبندیکنندهها، سه الگوریتم ماشین بردار پشتیبان و جنگل تصادفی و حداکثر احتمال انتخاب شده است. با توجه به اینکه مطالعات متعدد نشان داده است دقت نقشهبرداری LULC تحت تأثیر زمان و مکان قرار دارد و هریک از پژوهشهای انجامشده نیز بر دقت الگوریتمهای متفاوتی تأکید کردهاند، نتایج آنها درمورد شرایط جغرافیایی ایران تعمیمپذیر نیست. ازطرفی، در شرایط ژئومورفولوژیک ایران، پژوهشهای کافی بهمنظور سنجش دقت الگوریتمهای طبقهبندی انجام نشده و اغلب مطالعات صحتسنجی الگوریتمها در نمونههای موردی خارج از ایران انجام شده است. ازاینرو با توجه به تفاوت نتایج الگوریتمها در شرایط گوناگون، بررسی دقت و عملکرد الگوریتمها با تمرکز بر منطقۀ وسیع و متنوع کلانشهری مشهد میتواند نتایج بدیع و جالبتوجهی بههمراه داشته باشد.مواد و روشها: روش تحقیق حاضر، ازمنظر هدف، کاربردی و ازمنظر ماهیت، توصیفی– تحلیلی است. گردآوری اطلاعات در این پژوهش بهروش اسنادی– کتابخانهای انجام شده است. در این مطالعه، تصویر سنجندۀ OLI در ماهوارۀ لندست– 8 تهیه شده است. طبقهبندی تصاویر ماهوارهای در دو مرحلۀ پیشپردازش و پردازش تصاویر انجام شده و پساز ارزیابی صحت طبقهبندی تصاویر با استفاده از ضریب کاپا، ماتریس اختلاط، ضریب تغییرات و ضرایب User's accuracy و Producer's accuracy، بهترین الگوریتم در طبقهبندی کاربریهای منطقۀ کلانشهری مشهد مشخص شد؛ این کاربریها شامل پنج دسته و بدینقرار است: 1) مناطق ساختهشده؛ 2) اراضی بایر؛ 3) مناطق کوهستانی؛ 4) فضاهای سبز؛ 5) پهنههای آبی.نتایج و بحث: نتایج حاصل ارزیابی انحراف معیار (SD) و ضریب تغییرات (CV) درصد سهم مساحت در یک کلاس LULC با استفاده از الگوریتمهای گوناگون نشان میدهد که اراضی بایر با دقت بیشتر و پهنههای آبی و فضاهای سبز با دقت کمتری طبقهبندی شدهاند. نتایج بررسی ضرایب U_Accuracy و P_Accuracy نشان میدهد که بهطور کلی، صحت طبقهبندی دستهها در تمامی الگوریتمهای مورد مطالعه، در بازۀ خوب تا عالی قرار میگیرد. اما بررسی دقیقتر این الگوریتمها نشان میدهد که بیشترین چالش شناسایی طبقهها درمورد مناطق ساختهشده، مناطق کوهستانی و فضاهای سبز وجود دارد و شناسایی اراضی بایر با چالش کمتری مواجه است. ضریب کاپا و تحلیلهای مبتنیبر ماتریس اختلاط نیز تنوع در دقت هر طبقهبندیکنندۀ LULC را نشان میدهد. تفاوت در دقت طبقهبندیکنندههای مورد استفاده جزئی است اما این تغییرات جزئی اهمیت بسیار چشمگیری درزَمینۀ برنامهریزی LULC دارد. با توجه به اینکه این اختلافات جزئی در کاربریهای حساسی، مانند مناطق ساختهشده و فضاهای سبز دیده میشود، انتخاب الگوریتمی دارای بیشترین دقت و کمترین خطا اهمیت ویژهای دارد.نتیجهگیری: نتایج بررسی ضریب کاپا و تحلیلهای مبتنیبر ماتریس اختلاط نشان میدهد که رویکرد SVM دقت کلی بیشتر و ضریب کاپای بالاتری از روشهای RF و MLC دارد؛ بهگونهای که الگوریتمهای SVM، RF و MLC بهترتیب، دقت کلی معادل 93/0، 88/0 و 80/0% را به دست آوردهاند. بنابراین ماشین بردار پشتیبان بیشترین دقت و کمترین خطا را در بین طبقهبندیکنندههای مورد مطالعه دارد. برایناساس که مطالعات متعدد گویای ارتباط میان دقت نقشهبرداری LULC با زمان و مکان است، درمورد تحقیقات آینده، تحلیل دقت طبقهبندیکنندهها برای شرایط مورفوکلیماتیک و ژئومورفیک متفاوت پیشنهاد میشود.