بررسی آموزش محتوای درس اندیشه اسلامی 2به شیوه نیاز محور بر گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان (مطالعه موردی:دانشجویان پسر دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان)
نویسندگان
1 دکترای فلسفۀ تعلیم و تربیت. دانشیار گروه معارف اسلامی و عمومی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان
2 دکترای متون قرآنی. استادیار گروه معارف اسلامی و عمومی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان
doi
10.22034/ksiu.2025.101.7چکیده
هدف: این تحقیق با هدف بررسی تأثیرآموزش محتوای درس اندیشۀ اسلامی 2 به شیوۀ نیازمحور بر گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان پسر دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان انجام شد. روش: روش تحقیق حاضر، شبهآزمایشی بود. برای دسترسی به اهداف، از طرح پیشآزمون- پسآزمون استفاده شد. جامعۀ آماری، شامل دانشجویان پسر مقطع کارشناسی دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان در نیمسال اول 03-1402 و شیوۀ نمونهگیری نیز متناسب با روش تحقیق، هدفمند و در دسترس بود؛ یعنی دانشجویانی که در کلاس درس اندیشۀ اسلامی 2 شرکت داشتهاند. نمونۀ انتخابشده به پرسشنامۀ گرایش به تفکر انتقادی ریکتس پاسخ دادند. دانشجویان بعد از 16 جلسه آموزش محتوای درس اندیشۀ اسلامی 2، مجدداً به پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل دادهها در سطح توصیفی و استنباطی انجام شد. یافتهها: بین نتایج پیشآزمون و پسآزمون به لحاظ میانگین نمرات گرایش به تفکر انتقادی، قبل و بعد از آموزش، تفاوت معناداری وجود داشت. نتیجهگیری: محتوای انتخابشده برای تدریس درس اندیشۀ اسلامی 2 به همراه تدریس به شیوۀ نیازمحور، از عوامل مؤثر بر تقویت مؤلفۀ گرایش به تفکر انتقادی بود و توانست میزان خردهمقیاس خلاقیت را افزایش دهد؛ ولی بر میزان سایر خردهمقیاسها(بالیدگی و درگیری ذهنی) تأثیری نداشت. لذا پیشنهاد داده میشود نسبت به بازبینی محتوا، تغییر شیوۀ آموزش و انجام پژوهش در سایر دانشگاهها اقدام شود.