بررسی تأویل و پیوند آن با تداعی معانی در معارف بهاءولد
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خلیج فارس
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
3 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه خلیج فارس
doi
10.22103/jll.2018.1968چکیده
عرفا به اشکال گوناگونی در شعر و نثر طرح نو درافکندهاند و آثاری متفاوت با ویژگیهای ادبی شاخص، خلق کردهاند. بهاءولد نیز عارفی است دارای سبک و اثری پدید آورده است که به لحاظ ویژگیِ تأویلی- تفسیری قابل تأمل است. در این پژوهش، روشهای تأویلی بهاءولد و نسبت تأویل با تداعی معانی بررسی شده است. روش تحقیق به صورت تحلیلی- توصیفی است؛ بدین صورت که با استخراج و بررسی کلیۀ تأویلهای اثر و تطبیق آنها با معانی مفسران، تفاوت برداشتها و همچنین خلاقیت مؤلف نشان داده شدهاست. بررسی مصادیق نشان میدهد که مهمترین اصول و مبانی عرفانی با بسامدهای متفاوت در آفرینش تأویلهای معارف مؤثر بوده است، اما اصل «محو هستی» بیشترین اهمیت و بسامد را دارد، علاوه بر آن، «عشق»، از دیگر مبانی مهم عرفان بهاءولد در خلق تأویل به شمار میآید. این پژوهش همچنین نشان میدهد که مؤلف از روشهایی مانند «تعریف و بازتعریف»، «ترکیب»، «تخصیص»، «تعلیل» و «دگرگونیهای روایی»، در خلق تأویل بهره برده است، اما تداعی معانی شیوۀ خلّاقانه و مبدعانۀ او به شمار میآید؛ روشی که در آن بر اساس اصول تداعی و به کمک تشبیه، استعاره، تمثیل، تضاد، جناس و دیگر آرایههای بلاغی، بخشی از مهمترین تأویلهای معارف خلق شده است و ملهم این دیدگاه است که میان تأویل، بلاغت و تداعی نسبتی برقرار است و نیز تأویل همواره روشی برای رسیدن به معنای متن نیست؛ بلکه شیوهای برای خلق معانی نوی است که رویی به سوی متن مرجع و سری در دنیای خلاقانۀ مؤلف دارد.